نوشته‌ها

موج دوم کرونا و قیمت نفت

پیش‌بینی قیمت نفت برنت در دو سناریو (با لحاظ احتمال موج دوم کرونا) - منبع: وودمکنزی
پیش‌بینی قیمت نفت برنت در دو سناریو (با لحاظ احتمال موج دوم کرونا) – منبع: وودمکنزی

وودمکنزی در گزارشی به این موضوع پرداخته که موج دوم Lockdown چه تاثیری بر قیمت‌های «واقعی» نفت (یعنی قیمت‌های اسمی تعدیل‌شده با تورم) می‌تواند داشته باشد؟

براساس برآورد وودمکنزی، در شرایط عادی در افق ۲۰۳۰ باید قیمت ۸۶دلاری را شاهد باشیم، ولی در اثر موج دوم Lockdown می‌توان انتظار نفت ۷۰دلاری را داشت.

درس اول اینکه چنین حوادث موثر بر سمت تقاضا چه اثر بلندمدت و پایداری می‌توانند داشته باشند. (این اتفاق معلول افت تقاضای نفت در بلندمدت است.)

درس دوم آنکه قیمت‌های واقعی نفت در بازه میان‌مدت تا بلندمدت (حتی قبل از کرونا) نیز در محدوده حدود ۶۰ دلار بوده‌اند. این البته در سناریوی اصلی است و سناریوهای به مراتب بدبینانه‌تری نیز وجود دارند. در یک توزیع آماری می‌توان گفت قطعاً چولگی نمودار به سمت همین پیش‌بینی‌های بدبینانه است.

دلالت روشن برای کشوری با ذخایر ارزان و فراوان نفت مثل ایران، «تولید حداکثری» است. نه تنها ذخایر زیر زمین باقی مانده‌اند و بخشی از آن در خطر متروک شدن (https://t.me/EconomicsandOil/3210) هستند، بلکه قیمت‌ها نیز چشم‌انداز نومیدکننده‌ای دارند.

آخرین برآوردها از افت تقاضای امسال نفت

برآورد می‌شود امسال تقاضای نفت حدود ۸ تا ۹ میلیون بشکه در روز افت خواهد کرد؛ رقمی کم‌نظیر که کمابیش شش ماه قبل در نتیجه شیوع کرونا مطرح شد و به تدریج افزایش یافت.

سوال اینکه در ماه‌ها و هفته‌های اخیر به طور کلی وضعیت پیش‌بینی‌ها از تقاضای امسال نفت به سمت بدتر شدن (ارقام منفی‌تر) رفته یا بهتر شدن؟ ظاهراً باید گفت بهتر شدن.

پس از چند ماه که برآوردها به سمت ارقام منفی حرکت می‌کردند و حتی سناریوهای افت بیش از ۱۰میلیونی (میانگین امسال) نیز مطرح می‌شد، به طور کلی در هفته‌های اخیر شاهد کمتر شدن برآوردها از افت تقاضای نفت هستیم. آخرین نمونه‌ها را در گزارش‌های اخیر آژانس بین‌المللی انرژی و FGE شاهد بودیم.

موج دوم کرونا و ریسک کاهش قیمت نفت

تاثیر کرونا بر تقاضای جهانی نفت - منبع: ریستادانرژی
تاثیر کرونا بر تقاضای جهانی نفت – منبع: ریستادانرژی

اوضاع کرونا در سطح جهان به بدترین شکل جلو نرفته و خبری از یک موج دوم گسترده یا عدم توانایی در کنترل بیماری نیست، اما یک موج دوم نسبتاً ملایم در راه است و ریستادانرژی انتظار دارد از ماه بعد (آگوست) دوباره تاثیر منفی کرونا بر بازار نفت شدت یابد.

ریستادانرژی گزارش داده که با لحاظ این موج دوم و تغییر کاهش تولید اوپک‌پلاس از بازه ۹میلیونی به محدوده ۷میلیونی، مازاد عرضه (همچون پنج ماه اول ۲۰۲۰) به بازار برمی‌گردد. این برخلاف روند دو ماه اخیر بود که با مازاد تقاضا مواجه بودیم و قیمت‌ها حمایت شدند.

در بررسی ریستادانرژی تقاضای نفت در ماه‌های آگوست تا اکتبر حدود ۹۰.۵ میلیون بشکه در روز برآورد شده است. لذا به نظر می‌رسد باتوجه به مازاد عرضه، قیمت‌ها در معرض ریسک کاهش به کانال ۳۰ دلار قرار می‌گیرند؛ اگرچه سقوط به محدوده پایین این کانال دور از انتظار است.

موازنه عرضه و تقاضای جهانی نفت – منبع: ریستادانرژی

حاشیه سود پالایشگاه‌ها در دوران کرونا

حاشیه سود پالایشگاه و قیمت نفت برنت - منبع: FGE
حاشیه سود پالایشگاه و قیمت نفت برنت – منبع: FGE

نمودار بالا مارجین یک پالایشگاه نسبتاً ساده طراحی‌شده براساس نفت دبی است که می‌تواند «نمایی» از وضعیت مارجین پالایشگاه‌های ایرانی در ماه‌های اخیر به دست دهد.

می‌بینیم که روند سودآوری از اواخر ۲۰۱۹ شدیداً مختل شد و از نوامبر ۲۰۲۰ تا ژانویه ۲۰۲۱ حاشیه سود در بازه منفی ۶ تا منفی ۱۰ دلار قرار داشت. افت بنزین همزمان با ثبات و حتی رشد نسبی نفت، دلیل اصلی بود.

با گسترش کرونا و افت قیمت نفت، از فوریه تا آوریل ۲۰۲۰ وضعیت قدری بهتر ولی حاشیه سود کماکان منفی بود. بهبود نسبی کراک‌اسپرد نفت‌کوره و افت شدیدتر قیمت نفت در مقایسه با فرآورده باعث شد وضعیت در مقایسه با ماه‌های قبل‌تر بهتر باشد.

این روند در ماه‌های می و ژوئن متوقف شد؛ چراکه قیمت نفت در مسیر رشد قرار گرفت ولی کراک‌اسپردها کماکان تحت فشار قرار داشتند. (اثر موجودی انبار در این تحلیل‌ها وجود ندارد.)

در جولای تاکنون وضعیت بهتر بوده و در اطراف منفی ۲ نوسان داشته است. انتظار می‌رود در نیمه دوم سال و به طور خاص فصل سوم ۲۰۲۰ اوضاع بهتر از نیمه نخست باشد.

بورسان: تحولات بازار نفت و صنعت پالایش

برآوردهای جدید از تقاضای نفت، چشم‌انداز قیمت‌ها و ریسک‌ها

برآوردهای جدید ریستادانرژی از پایین‌تر ماندن تقاضای جهانی نفت (حتی پس از احیاء) در مقایسه با برآوردهای قبلی حکایت دارد، چنان‌که در پایان ۲۰۲۱ نیز در نتیجه کرونا، افت تقاضای نفت حداقل پنج میلیون بشکه در روز خواهد بود. باوجوداین، شیب تند احیاء در ماه می و ژوئن امسال به قوت خود باقی است. دلالت این گزاره‌ها چیست؟

شیب تند احیاء در کنار پایبندی اوپک‌پلاس به توافق و افت تولید کانادا و آمریکا (که براساس آمار کپلر به افت شدید رشد موجودی انبارها در ماه می انجامید) موجب رشد قیمت‌ها شد. این رشد بهتر از انتظار بود و اکنون شاهد نفت ۳۵ دلاری هستیم.

چشم‌انداز کم‌رونق آینده یعنی احتمالاً باید میانگین سالانه نفت ۵۰ دلاری را برای ۲۰۲۱ (و شاید ۲۰۲۲) فراموش کرد. تقاضای نفت سال ۲۰۲۱ حدود ۹۸.۱ م‌ب‌در برآورد شده که کمتر از تقاضای نفت ۲۰۱۹ است.

چند ریسک کلیدی می‌تواند تصویر فوق را به هم ریزد:
۱. کشف واکسن و موارد مشابه موثر بر کنترل کرونا
۲. تغییرات تولید نفت در آمریکا، لیبی، ونزوئلا و ایران
۳. توافق جدید اوپک‌پلاس

چرا نفت بهتر از انتظار رشد کرد؟ چشم‌انداز قیمت امسال چیست؟

شاید اگر چند روز قبل کسی می‌پرسید چشم‌انداز کوتاه‌مدت نفت چگونه است، از انتظار نفت قریب به ۲۰ دلاری در هفته گذشته و کنونی می‌گفتیم و اینکه بازگشت توازن تدریجی و به دلیل تداوم پر شدن انبارهای نفتی (Stocks) تاثیر این توازن بر قیمت‌ها اندک خواهد بود. (شاید به دلیل همین دقت پایین پیش‌بینی‌ها به نظر رسد هیچ تخمینی نداشتن بهترین گزینه است. اما در عالم واقع کسب‌وکارها نیازمند پیش‌بینی خواهد بود.)

هفته گذشته با انتشار گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی، اداره اطلاعات انرژی آمریکا و اوپک، قیمت‌ها رشد کم‌نظیری را تجربه کردند و نفت عملاً در سطح بالای ۳۰ تثبیت شد. سوال اینکه چرا نفت بهتر از انتظار رشد کرد؟ در اینجا اهم موارد را به نقل از آژانس بین‌المللی انرژی می‌آوریم.
۱. بهبود تقاضای جهانی در نتیجه کاهش تدریجی محدودیت‌های مرتبط با کرونا که باعث شد آژانس افت تقاضای جهانی امسال را ۷۰۰هزار بشکه در روز تصحیح کند.
۲. پایبندی بالای اوپک‌پلاس به اجراء توافق و انجام تعهدات بیشتر از سوی عربستان و کشورهای هم‌پیمان
۳. افت طبیعی تولید نفت در خارج از اتحاد اوپک‌پلاس با محوریت کانادا و آمریکا در نتیجه افت قیمت‌ها
۴. تاثیر برآیند موارد فوق بر انبارهای نفتی (Stocks)

اکنون به نظر می‌رسد امسال بازار قطعاً نفت ۴۰ دلاری را خواهد دید و ای بسا قیمت میانگین ۴۵ دلاری در فصل پاییز دور از ذهن نباشد. برای سال جاری میلادی، EIA میانگین ۳۴.۱ دلاری و FGE میانگین ۳۶.۳دلاری را پیش‌بینی کرده‌اند. نگارنده مطابق پیش‌بینی‌های صورت‌گرفته در سه گزارش کرونا کماکان انتظار میانگین نفت ۳۰ تا ۳۵دلاری را برای سال ۲۰۲۰ دارد.

چنانچه نیازمند پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت قیمت نفت هستید، بهتر است با تواتر بیشتری تحلیل‌ها را دنبال کنید؛ چون هنوز هیچ فرمول جادویی برای پیش‌بینی قیمت نفت کشف نشده و اگر چنین می‌شد، اکنون کاشف آن میلیاردر بود!

ایران و نفت ارزان

آیا باید به نفت بیست‌دلاری* عادت کنیم؟

با افت قیمت نفت به کانال ۱۰ دلار و تداوم پایداری آن در کانال ۲۰دلاری، این سوال مطرح شده که وضعیت فعلی بازار و قیمت‌ها چقدر پایدار است؟ این سوال را می‌توان در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت پاسخ داد و البته مهم‌تر از پاسخ، دلالت‌هایی است که از آن می‌توان برای امروز کشورمان دریافت کرد.

علت سقوط نفت
بیشترین سهم در سقوط اخیر قیمت نفت به افت شدید تقاضای جهانی به ویژه در فصل دوم ۲۰۲۰ ناشی از شیوع کرونا مربوط است. برآوردهای مختلف ارقامی در بازه ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه در روز را نشان می‌دهند که بیشترین افت مربوط به آوریل با رقم بی‌نظیر حدود ۳۰ میلیون بشکه در روز است. این افت شدید تقاضای نفت در شرایطی که توافق اوپک‌پلاس، بین کشورهای نفتی عضو اوپک (با محوریت عربستان) و شرکای استراتژیک خارج از این سازمان (با محوریت روسیه) تداوم پیدا نکرد، با رشد عرضه همراه شد و در نتیجه سقوط فعلی رقم خورد. البته انتظار می‌رفت حتی در صورت توافق اولیه نیز افتی کمابیش در همین حدود اتفاق افتد، چراکه کاهش تولید در حدود دو، سه میلیون بشکه در روز نمی‌تواند در این شرایط تاثیر چندانی داشته باشد و دیدیم که نشست اضطراری اوپک‌پلاس و توافق کاهش ۷ /۹میلیونی عرضه نیز نتوانست جلو روند نزولی قیمت‌ها را بگیرد. شوک کرونا در شرایطی به بازار وارد شد که روندهای میان‌مدت نیز شرایط چندان خوبی را نشان نمی‌دادند: در سمت عرضه هر سال تولید نفت کشورهای غیراوپک (با محوریت آمریکا و اخیراً برزیل و نروژ) فزاینده و برای تامین افزایش تقاضا کافی بود؛ آن هم در حالی که سمت تقاضا عمدتاً در نتیجه تاثیرات جنگ تجاری چین و آمریکا وضعیت مطلوبی نداشت. با این مقدمه می‌توان پرسید که چه مدت شرایط فعلی و بالطبع حضور نفت در کانال ۲۰ دلار تداوم خواهد یافت؟

برآورد کوتاه‌مدت
بر اساس برآوردهای فعلی و به شرط عدم تغییر اساسی در وضعیت کرونا، انتظار می‌رود بدترین وضعیت بازار مربوط به ماه آوریل باشد و کاهش افت تقاضا از ماه می شروع شود. همزمان، عرضه نیز از همین ماه رو به کاهش خواهد گذاشت؛ اما انتظار می‌رود برآیند تغییرات عرضه و تقاضا در نهایت به رشد موجودی انبارهای نفتی (Stocks) بینجامد و به عبارت دیگر کاهش عرضه برای جبران کاهش تقاضا کافی نباشد. این موضوع با لحاظ سطح بالای موجودی انبارهای نفتی، یعنی قیمت‌ها تا پایان فصل جاری احیای قابل ‌توجهی نخواهند داشت، اگرچه می‌تواند به محدوده ۳۰ دلار بازگردد. پس از آن، احیای تقاضا با سرعت بیشتری در نیمه دوم سال ۲۰۲۰ ادامه خواهد یافت؛ ولی این موضوع عیناً در قیمت‌ها منعکس نخواهد شد. دلیل اصلی بالا بودن موجودی انبارها و ناکافی بودن کاهش عرضه اوپک‌پلاس برای تغییر قابل ‌توجه در این موجودی است. همچنین انتظار می‌رود رشد ماهانه تقاضای نفت تا پایان سال (در مقایسه با ماه مشابه سال قبل) کماکان منفی باشد. برای میانگین سال ۲۰۲۰ افت تقاضایی در حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز مورد انتظار است. از این‌رو انتظار می‌رود در نیمه دوم سال نفت کماکان حداکثر در کانال ۳۰دلاری باقی بماند و برای سال میانگینی در حدود ۳۵ دلار رقم بخورد.

آینده میان‌مدت
بر اساس آخرین برآورد صندوق بین‌المللی پول اقتصاد جهانی طی سال جاری رشد اقتصادی در حدود منفی سه درصد را تجربه می‌کند. با برآوردهای فعلی، در سال ۲۰۲۱ اقتصاد جهان به سال ۲۰۱۹ بازمی‌گردد؛ اما چشم‌انداز بازار نفت قدری نامساعدتر است و احتمالاً بازگشت بازار نفت به میانگین سال ۲۰۱۹ در ۲۰۲۲ رقم خواهد خورد. اوپک‌پلاس نیز با پذیرش این واقعیت، فعلاً آوریل ۲۰۲۲ را به عنوان زمان پایان توافق لحاظ کرده است. در سمت عرضه چنانچه قیمت‌های پایین نفت بتواند تاثیری پایدار در حدود یک تا دو میلیون بشکه در روز بر نفت شیل داشته باشد، می‌توان انتظار داشت نتیجه در سال ۲۰۲۱ بتواند میانگین سالانه قیمت نفت را با احیای قابل ‌توجه به بالای ۵۰ دلار برساند. در غیر این صورت احتمالاً برای چنین رشدی نیازمند کاهش بیشتری از سوی اوپک‌پلاس خواهیم بود. با این تفاسیر می‌توان گفت ورود قیمت نفت به کانال ۵۰ دلار در ۲۰۲۱ به سادگی و لااقل برای نصف سال روی نخواهد داد؛ اگرچه چنین امری ناممکن نیست. در سال ۲۰۲۲ می‌توان انتظار داشت چنین میانگین سالانه‌ای با احتمال بالاتری رقم بخورد. از جمله ریسک‌های پیش‌روی قیمت نفت در این بازه می‌توان به بازگشت ایران، ونزوئلا و لیبی به بازار اشاره کرد که در این صورت پتانسیل کاهش شدید قیمت وجود خواهد داشت.

چشم‌انداز بلندمدت
در بلندمدت با فرض اینکه عرضه نفت برای تامین رشد سالانه تقاضای نفت (که حداکثر در محدوده یک میلیون بشکه در روز خواهد بود) کافی است، باید بیشتر بر سمت تقاضای نفت تمرکز داشت. دو عامل مهم شکل آینده انرژی و بالطبع تقاضای نفت را رقم خواهد زد: نرخ رشد مصرف و ترکیب سبد انرژی. نرخ رشد مصرف انرژی با افزایش مستمر راندمان انرژی (Energy Efficiency) یا به عبارت دیگر کاهش شدت مصرف انرژی، همواره کاهنده خواهد بود که این موضوع برای سوخت‌های فسیلی بیشتر صدق می‌کند. انتظار می‌رود در دهه گذشته میلادی از پیک مصرف زغال‌سنگ عبور کرده باشیم و پیک مصرف نفت به احتمال بسیار بالا در دهه آتی میلادی رقم خواهد خورد. همزمان سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در سبد انرژی رو به افزایش بوده که این موضوع می‌تواند بر سهم سوخت‌های فسیلی تاثیرگذار باشد؛ اگرچه شاید این تاثیر بر گاز بیشتر از نفت مشاهده شود. این دو عامل در نهایت چشم‌انداز چندان درخشانی را برای نفت رقم نخواهند زد و انتظار می‌رود قیمت‌های حقیقی (Real) سالانه نفت در محدوده ۵۰ تا ۷۵ دلار باقی بماند و حتی به سمت پایین این محدوده حرکت کند. سناریوهایی درباره باقی ماندن قیمت‌های بلندمدت نفت در حوالی ۵۰ دلار و کمتر نیز وجود دارد. این چشم‌اندازی است که از آن به Lower for Longer یاد می‌شود و دولت‌های نفتی و اهالی این صنعت دیر یا زود با آن دست‌وپنجه نرم خواهند کرد.

ایران و نفت ارزان
اگرچه فروش نفت در محدوده نهایتاً چند صد هزار بشکه در روز برآورد می‌شود، افت قیمت نفت درآمد حاصل از صادرات فرآورده‌های نفتی و همچنین بسیاری محصولات پتروشیمی را کاهش می‌دهد. از سویی به نظر می‌رسد قدر‌مطلق چنین کاهشی برای ایران بسیار کمتر از صادرکنندگان بزرگ است و از سوی دیگر تاثیر همین کاهش (در کشوری که با تحریم دست‌وپنجه نرم می‌کند) بر تراز تجاری و بودجه دولت می‌تواند قابل‌ توجه باشد. انتظار می‌رود تاثیر این کاهش را در نرخ ارز بتوان ظرف چند ماه آتی مشاهده کرد. نکته اینکه شاید اگر ایران به جای چهار میلیون بشکه در روز، ظرفیتی بیشتر (مثلاً در حدود هشت میلیون بشکه در روز) داشت، به سادگی هر چندسال یک‌بار با تحریم‌های نفتی مواجه نمی‌شد و احتمالاً به همین دلیل است که تحریم‌ها همواره توسعه صنعت نفت ایران را هدف قرار داده‌اند. به هر حال اکنون در شرایط تحریم قرار داریم و از چنان ظرفیتی نیز بی‌بهره‌ایم؛ ولی کماکان می‌توان درباره سیاستگذاری بهینه برای توسعه منابع نفتی کشور (شاید پس از رفع تحریم‌ها) چند کلامی گفت. تولید حداکثری نفت و رسیدن به ظرفیت هشت تا ۱۰ میلیون بشکه در روز نه‌تنها می‌تواند سپری محکم در مقابل وضع مجدد تحریم‌ها باشد، بلکه به لحاظ اقتصادی نیز یک الزام است. چراکه با تصویر ارائه‌شده در بالا از قیمت‌های بلندمدت نفت، نگه داشتن نفت زیر زمین و عدم تبدیل آن به ثروتی در روی زمین ممکن است برای همیشه ایران را از چنین ظرفیتی محروم سازد. این موضوع در ادبیات روز نفت دنیا مطرح شده و آژانس بین‌المللی انرژی از آن به عنوان منابع متروک (Stranded Resources) نام برده است. سقوط اخیر قیمت نفت زنگ خطر را برای اقتصاد ایران به صدا درآورده و این پیام را دارد که رویای نگه داشتن نفت زیر زمین و فروش آن در آینده به قیمت‌های سه‌رقمی احتمالاً هرگز رنگ واقعیت نخواهد پوشید؛ از این‌رو باید همین امروز و با حداکثر توان ظرفیت تولید نفت را افزایش داد و بازار را به رقبایی مثل آمریکا، عربستان و روسیه نسپرد.

  • * مطابق ادبیات متعارف، منظور از قیمت نفت در این نوشته، «قیمت نفت برنت» است که بنچ‌مارک بخش عمده‌ای از دنیاست و نه WTI. از این‌رو اتفاقات خاص از قبیل سقوط اخیر قیمت WTI به صفر و منفی (فارغ از اینکه پدیده‌هایی استثنایی هستند که علت آن هم به سادگی قابل توضیح است)، موضوع این نوشته نیست.

منتشره در شماره ۳۵۷ «تجارت فردا»

سخنرانی در دومین کنگره اکتشاف و تولید ایران: دلالت‌های «نرمال جدید» بازار نفت برای تحول سازمانی