مطالب برچسب شده 'عسلویه'

وعده ۱۰۰ میلیارددلاری در عسلویه

روحانی در سفر به پارس جنوبی قول داد ایران در برداشت گاز از قطر جلو خواهد افتاد

rohani 17&18

رئیس‌جمهور در جمع کارکنان فازهای ۱۷ و ۱۸

رئیس‌جمهور در سفر هفته گذشته به عسلویه، وعده‌ای داد که به گفته او در صورت تحقق آن، تولید ناخالص داخلی کشور ۶۰ میلیارد دلار افزایش خواهد یافت. دکتر حسن روحانی در سفر به پایتخت گازی ایران، که بخش خشکی طرح توسعه میدان پارس جنوبی در آن در حال اجراست، اعلام کرد: «امروز می‌توانم این قول را بدهم که در پایان چهارساله دولت تدبیر و امید بیش از همسایه خود از این میدان برداشت خواهیم کرد.» ایران هم‌اکنون با برداشت از ۱۰ فاز گازی، از ظرفیت تولید بیش از ۲۹۰ میلیون مترمکعب برخوردار است که در مرحله عمل نیز اغلب تولید کمتر از این رقم برآورد می‌شود. در نقطه مقابل، گزارش‌های آماری سالانه بریتیش پترولیوم نشان می‌دهد قطر در سال ۲۰۱۲، روزانه بیش از ۴۳۰ میلیون مترمکعب در روز گاز تولید کرده است. به این میزان اختلاف در برداشت روزانه، می‌توان بیش از یک دهه تاخیر ایران در برداشت از میدان نسبت به قطر را نیز اضافه کرد که به گفته برخی منابع خبری باعث شده است مجموع تولید این کشور از پارس جنوبی، حدود دو برابر ایران باشد.

وعده ۱۰۰ میلیارددلاری

سفر رئیس‌جمهور به عسلویه، بدون اعلام عمومی قبلی صورت گرفت و کمتر از یک روز به طول انجامید. روحانی صبح روز شنبه نهم آذر، به استان بوشهر سفر کرده بود تا بازدیدی از منطقه زلزله‌زده دشتستان داشته باشد. دقایقی بعد از حضور رئیس‌جمهور در منطقه، اعلام شد او به عسلویه نیز سفر و از برخی طرح‌های این میدان بازدید خواهد کرد. نخستین برنامه روحانی، بازدید هوایی از پارس جنوبی بود که به وسیله بالگرد صورت گرفت. روحانی سپس بازدیدی از دو پروژه پیشرو در پارس جنوبی داشت: پروژه فاز ۱۲، که بزرگ‌ترین فاز میدان به شمار می‌رود و در مرز آبی با قطر واقع است و پروژه فازهای ۱۷ و ۱۸ که این پروژه نیز در مرز آبی با قطر قرار دارد. رئیس‌جمهور در جلسه با مدیران و کارشناسان فازهای ۱۷ و ۱۸ ابراز امیدواری کرد این پروژه هر چه زودتر به بهره‌برداری برسد و در فاز ۱۲، حداقل افتتاح بخشی از پروژه طی سال جاری صورت گیرد. او در این جلسه با اشاره به گزارش‌های ارائه‌شده از سوی مسوولان گفت: «تمام این گزارش‌ها نشان می‌دهد که امروز همگی آستین را بالا زده و آماده بر عهده گرفتن بار مسوولیتی سنگین در جهت رشد و توسعه کشور هستند. هر ایرانی غیرتمند خواستار این است که این منطقه که میدانی مشترک محسوب می‌شود، برای تحول و پیشرفت سریع از توجه بیشتری نسبت به دیگر نقاط کشور برخوردار باشد.» آخرین برنامه روحانی در سفر به عسلویه، حضور در نشست شورای اداری استان بوشهر بود. رئیس‌جمهور در این نشست درباره بهره‌برداری از پارس جنوبی گفت: «عسلویه می‌تواند به تنهایی کشور را اداره کند. هم‌اکنون در عسلویه ۱۰ فاز گازی به بهره‌برداری رسیده است که درآمد تقریبی آنها برای کشور حدود ۴۰ میلیارد دلار است. اگر با عزم همگانی همه فازهای این منطقه به بهره‌برداری کامل برسد درآمد به حدود ۱۰۰ میلیارد دلار خواهد رسید که این رقم ارمغان درخشانی برای استان محسوب می‌شود.»

رئیس‌جمهور در جلسه با مدیران و کارشناسان پارس جنوبی اظهار امیدواری کرد بخشی از فاز 12 امسال به تولید برسد

رئیس‌جمهور در جلسه با مدیران و کارشناسان پارس جنوبی اظهار امیدواری کرد بخشی از فاز ۱۲ امسال به تولید برسد

شیخ‌الوزرا در جست‌وجوی گاز
برای آنان که از نزدیک با آمار و ارقام مگا پروژه‌های پارس جنوبی درگیر نیستند، شاید عجیب به نظر رسد که در هشت سال گذشته، بیش از ۳۰ میلیارد دلار صرف ۱۴ فاز از پارس جنوبی شده است که هیچ کدام حتی یک مترمکعب گاز برای کشور به ثمر نیاورده‌اند. فارغ از عدم‌النفع ناشی از تاخیر در آغاز و تولید کمتر نسبت به کشور قطر، این مساله یک نتیجه دیگر نیز داشته است: کمبود گاز در کشور. کمبودی که باعث شد زنگنه یکی از اولویت‌های اصلی خود را تامین سوخت زمستانی قرار دهد، نخستین سفر خود را چند روز بعد از رای اعتماد به عسلویه انجام دهد و کمتر از چهار ماه بعد، دوباره پایتخت گازی ایران را برای سفر انتخاب کند. بیژن زنگنه، هفتم آذر امسال (دو روز قبل از سفر رئیس‌جمهور) به پارس جنوبی آمد تا از نزدیک وضعیت پیشرفت پروژه‌های پارس جنوبی را بررسی کند. زنگنه درباره مشکل کمبود گاز در زمستان گفت: «برای زمستان امسال که سخت‌ترین زمستان تاریخ صنعت گاز کشور به لحاظ کمبود گاز است،‌ مردم مشکلی برای تامین سوخت زمستانی نخواهند داشت.»
زنگنه در ماه‌های اخیر بر تولید سریع‌تر از سه پروژه تاکید ویژه‌ای داشته است: پروژه فاز ۱۲، پروژه فازهای ۱۵ و ۱۶ و پروژه فازهای ۱۷ و ۱۸٫ این پنج فاز، «اولویت‌دار» لقب گرفته‌اند و قرار است تولید از برخی از آنها طی امسال شروع شود تا بخشی از کمبود گاز در فصل سرما را جبران کند. بر اساس اخبار منتشرشده، فاز ۱۲ احتمالاً نخستین فازی است که تولید گاز از آن میسر خواهد شد که برای این کار، یکی از چهار سکوی این فاز تولید را آغاز خواهند کرد. زنگنه در سفر اخیر به عسلویه در این باره گفته است: «امیدواریم تا پایان سال ۹۲ حدود ۱۲ میلیون مترمکعب گاز ترش فاز ۱۲، در ترین یک این فاز شیرین‌سازی شود؛ ضمن آنکه چاه‌های یکی از سکوهای دریایی این فاز بزرگ مرزی هم‌اکنون آماده بوده و پیش‌بینی می‌شود راه‌اندازی آن با گاز ترش ارسالی از دریا انجام شود.» وزیر نفت پیش‌بینی خود از وضعیت تولید فازهای ۱۵ و ۱۶ را نیز این‌گونه اعلام کرد: «بیشترین تاکید ما روی بهره‌برداری از دو ترین فاز ۱۵ و ۱۶ به ظرفیت ۲۵ میلیون مترمکعب تا پایان امسال است. با توجه به اینکه گاز ترش این پروژه از محل فازهای ۶، ۷ و ۸ تامین می‌شود، امسال هیچ گونه افزایش ظرفیت گاز در کشور ایجاد نخواهد شد.» فازهای ۱۷ و ۱۸ نیز بر اساس پیش‌بینی‌ها حداقل تا پایان سال به تولید نخواهند رسید.

بیژن زنگنه دو روز پیش از رئیس‌جمهور، برای دومین بار به عسلویه سفر کرد

بیژن زنگنه دو روز پیش از رئیس‌جمهور، برای دومین بار به عسلویه سفر کرد

سایه تحریم، باقی است
با وجود حضور گسترده پیمانکاران داخلی در عسلویه، کماکان مشکلات ناشی از تحریم در این میدان به چشم می‌خورد. در این میان، وزیر نفت در جلسه اخیر با پیمانکاران تاکید کرده است که پیمانکاران باید فرض را بر عدم لغو تحریم بگذارند. به گفته زنگنه، «نباید پروژه‌های مهم صنعت نفت را در انتظار لغو این تحریم معطل کرد و بایستی هر طوری شده از منابع مختلف داخلی و خارجی کالا را تهیه و در پروژه نصب کنیم.» اشاره زنگنه، به مشکل تامین کالا بعد از تحریم است. در سال‌های اخیر، هرچند پیمانکاران داخلی بسیاری از موارد مربوط به راهبری و توسعه میدان و راه‌اندازی پروژه‌ها را بر عهده گرفته‌اند، در بخش ساخت و تامین برخی کالاها از خارج، کماکان با موانعی مواجه بوده‌اند. چنان که در پنج فاز پیشرو پارس جنوبی، تامین برخی موارد از شیرهای کنترل و ایمنی گرفته تا کمپرسور و دیگر تجهیزات پیشرفته، به عنوان یکی از تنگناهای اصلی مطرح است. جایگزینی کالاها با نمونه‌های دیگر ساخت کشورهای آسیایی یا تامین کالا از بقیه فازها، از جمله راهکارهای مورد استفاده پیمانکاران به شمار می‌روند. علاوه بر تامین کالا، به گفته پیمانکاران، مشکلات منابع مالی نیز مساله‌ساز بوده است. نقل و انتقال پول، افزایش قیمت ارز و مشکلات تعدیل، از جمله مسائلی است که گفته می‌شود پیمانکاران پارس جنوبی با آن دست ‌و پنجه نرم می‌کنند. به عنوان مثال، در جلسه اخیر وزیر نفت با پیمانکاران این مساله در مورد فاز ۱۵ و ۱۶ مطرح شد و بیژن زنگنه نیز در جواب خواستار ارائه مطالبات به کارفرما شد تا در صورت تایید، موضوع حل شود. با وجود مطرح شدن مسائل مالی، سرمایه‌گذاری چندده میلیارددلاری در سال‌های اخیر نشان می‌دهد همان‌طور که وزیر نفت نیز اعلام کرده است، مشکل اصلی پارس جنوبی مسائل مدیریتی است، نه مسائل مالی. در عین حال بر اساس اظهارات اخیر زنگنه و همچنین شعبان‌پور، مدیرعامل جدید شرکت نفت و گاز پارس، مانعی برای پرداخت مطالبات پیمانکاران وجود ندارد و هزینه‌ها لااقل در پنج فاز پیشرو، با سهولت و هماهنگی بیشتری تامین خواهند شد.

انتقادات گازی روحانی در انتخابات (+)
دکتر روحانی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری دوره یازدهم، چندین بار به موضوع پارس جنوبی وارد شد و از عقب‌ماندگی در توسعه این میدان انتقاد کرد. او در دوران انتخابات گفته بود: «بدون تردید وضعیت فعلی در پارس جنوبی پیش و بیش از آنکه حاصل تحریم و فشارهای خارجی باشد حاصل بی‌برنامگی و بی‌تدبیری است. بنا بر اطلاعات موجود، تاکنون میلیاردها دلار در هشت سال گذشته در پارس جنوبی هزینه شده است و حتی یک فاز پارس جنوبی در این دوره به بهره‌برداری نرسیده است. امیدواریم با تدبیر، توجه به نظر دلسوزان و کارشناسان و ترجیح منافع ملی بر منافع فردی و گروهی بتوانیم پارس جنوبی را به رونق اوایل دهه۸۰ برگردانیم و عقب‌ماندگی پیش‌آمده را جبران کنیم.» او همچنین در نخستین مناظره تلویزیونی در این باره گفت: « امروز شاهدیم که کشور همسایه ما در پارس جنوبی روزانه ۴۵۰ هزار بشکه نفت استخراج می‌کند یعنی معادل ۲۲ فاز در حالی که هنوز هشت فاز در پارس جنوبی فعال است و این امر به معنای آن است که کشور همسایه سه برابر ما از گاز بهره‌برداری می‌کند یعنی ما فرصت‌های عظیمی را امروز در حال از دست دادن هستیم.» روحانی همچنین در دوران انتخابات، در جمع تعدادی از فعالان اقتصادی با اشاره به اینکه قطر گاز کشور را می‌برد، گفت: «ای کاش دولت در یک سفر استانی به پروژه‌های ناقص و باقی‌مانده پارس جنوبی می‌رفت… قطر دو تا ۵/۲ برابر ایران از مخزن مشترک گاز برداشت می‌کند.»

درآمدهایی که از دست می‌رود (+)
رئیس‌جمهور از ارزش ۱۰۰ میلیارددلاری تولیدات میدان گازی پارس جنوبی در صورت تحقق توسعه تمامی فازها خبر داده است. با این وجود به نظر می‌رسد در صورت بهره‌برداری از تمامی فازهای ۲۴‌گانه پارس جنوبی، درآمدی بیش از این عاید کشور می‌شود. بر اساس گزارش شرکت نفت و گاز پارس، ارزش محصولات تولیدی این شرکت در سال گذشته ۴۸ میلیارد دلار از محل ۱۰ فاز بوده است که باید توجه داشت تقریباً تمامی گاز تولیدی میدان در داخل کشور به مصرف می‌رسد و تنها میعانات تولیدی است که به خارج از ایران صادر می‌شود؛ لذا به دلیل کاهش مصرف در نیمه اول سال، معمولاً تولید با تمامی ظرفیت در این فصول صورت نمی‌گیرد. ضمن آنکه مشکلات چاه‌ها یا تعمیرات دوره‌ای در بخش دریایی یا خشکی، موجب می‌شود تولید با تمامی ظرفیت صورت نگیرد. بدون در نظر گرفتن این موارد می‌توان گفت با فرض ارزش ۴۸ میلیارد دلار برای ظرفیت تولید حدود ۲۹۰ میلیون مترمکعب، در صورتی که بقیه فازهای در حال توسعه (با فرض ظرفیت تولید معادل ۸۰۰ میلیون مترمکعب برای کل میدان که از سوی مسوولان اعلام شده است) نیز در سال گذشته به تولید می‌رسیدند، ارزش محصولات این میدان در سال گذشته به ۱۳۲ میلیارد دلار افزایش می‌یافت. به عبارت دیگر عدم‌النفع ناشی از تاخیر در توسعه این ۱۴ فاز اسمی تنها در سال گذشته، بیش از ۸۴ میلیارد دلار بوده است. گزارش شرکت نفت و گاز پارس همچنین نشان می‌دهد از ابتدای تولید در سال ۱۳۸۱ تا پایان ۱۳۹۱، ارزش تولیدات این میدان گازی معادل ۲۴۰ میلیارد دلار بوده است.

فریاد زنگنه در جلسه با پیمانکاران (+)
شبکه خبری رسمی وزارت نفت موسوم به شانا، در اقدامی نسبتاً کم‌سابقه به انعکاس حاشیه‌های سفر اخیر زنگنه به پارس جنوبی و جلسه‌های او با پیمانکاران پرداخته است. در بخشی از گزارش آمده است: زمانی که نماینده شرکت پتروپارس خبر از بهره‌برداری یک ردیف پالایشی فاز ۱۲ در اواخر امسال می‌دهد، زنگنه از کوره درمی‌رود و می‌گوید: آقای عزیز من و شما هر دو عملیاتی هستیم و می‌دانیم که در تاریخی که اعلام کردید تقاضای گاز افت می‌کند، بنابراین زمان بهره‌برداری ‌ترین یک حکایت آن کت و شلوار عیدی را دارد که خیاط آن را روز سیزده‌بدر تحویل مشتری داده باشد… در جلسه پیمانکاران بخش دریایی فاز ۱۲ هیچ یک از حاضران تصور هم نمی‌کردند که وزیر نفت یادداشت‌های سفر قبلی خود به عسلویه را همراه داشته باشد، برای همین آمارها را کمی جابه‌جا کرده بودند؛ به محض اینکه پیمانکار زمان نصب دو سکوی باقیمانده فاز ۱۲ پارس جنوبی را خرداد سال آینده اعلام کرد، زنگنه فریاد زد: «چرا؟» نماینده پیمانکار که تمرکز فکرش را از دست داده بود هر چه سعی کرد دنبال سخن خود را به دست گیرد نتوانست؛ وزیر مجال نداد و گفت: «بر اساس دستخطی که بنده در ۳۱ مردادماه ساعت ۱۰ صبح در همین سالن برداشته‌ام، شما زمان نصب آن ‌را آذر امسال اعلام کرده بودید اما امروز حرف دیگری می‌زنید.» نماینده پیمانکار که از دقت وزیر تعجب کرده بود با صدای لرزان گفت: «آقای وزیر برنامه را کمی تغییر دادیم. مشکل نقدینگی داریم.»

یک زمستان بی‌گاز دیگر (+)
با توجه به اینکه هدف اصلی از توسعه میدان گازی پارس جنوبی «تولید گاز» است،‌ برخی کارشناسان معتقدند عدم تمرکز بر توسعه چند فاز مشخص در سال‌های اخیر موجب شده است بخش حفاری دریایی در این فازها از بخش خشکی عقب بیفتد و تولید گازی انجام نشود. آخرین وضعیت بخش حفاری سه پروژه با اولویت بالا در پارس جنوبی به شرح زیر است:

فاز ۱۲: شامل چهار ناحیه است که در ناحیه A، حفاری به پایان رسیده و عملیات پایانی در حال انجام است. در نواحی B و C بخش عمده حفاری به پایان رسیده است و در ناحیه D،‌ حفاری به تازگی آغاز شده است. با این تفاسیر به نظر می‌رسد امکان تولید گاز از ناحیه A در سال‌جاری وجود دارد.
فازهای ۱۵ و ۱۶: در فاز ۱۵، حفاری چهار چاه باقی مانده و در مراحل پایانی قرار دارد. در فاز ۱۶ نیز حفاری تمامی چاه‌ها به پایان رسیده و مراحل پایانی در حال انجام است. پیش‌بینی می‌شود هر دو سکوی این فاز، در سال آینده به تولید برسند.
فازهای ۱۷ و ۱۸: توسعه این فاز در ابتدا برای حفاری ۲۲ حلقه چاه در دو ناحیه ۱۷A و ۱۸A آغاز شد و سپس حفاری ۲۲ حلقه چاه دیگر در نواحی ۱۷B و ۱۸B بدان افزوده شد. هم‌اکنون چاه‌های ناحیه A در ماه‌های آخر حفاری و مراحل پایانی قرار دارند و تولید از آنها در سال آینده میسر خواهد شد. در ناحیه B، حفاری کمتر از ۲۵ درصد پیشرفت دارد و تولید از آن حداقل تا سال ۹۴ امکان‌پذیر نخواهد بود.

منتشرشده در شماره ۶۸ تجارت فردا

برچسب‌ها: , , , , , ,

بدون دیدگاه » آذر ۱۶ام, ۱۳۹۲

افتتاح «دستوری» فازهای پرهزینه

باوجود هزینه بیش از ۳۲ میلیارد دلار، فازهای پارس جنوبی هنوز هیچ گازی تولید نمی‌کنند

احمدی‌نژاد مرداد امسال بخشی از پالایشگاه فازهای 15 و 16 را افتتاح کرد.

احمدی‌نژاد مرداد امسال بخشی از پالایشگاه فازهای ۱۵ و ۱۶ را افتتاح کرد.

محمدرضا زهیری، در مراسم تودیع خود از مسائل ناگفته‌ای پرده برداشت که در زمان حضورش در سمت مدیرعاملی شرکت نفت و گاز پارس صورت‌گرفته بود. اشاره مستقیم او به افتتاح یکی از ردیف‌های پالایشگاه فازهای ۱۵ و ۱۶ بود که توسط محمود احمدی‌نژاد صورت گرفت. زهیری در این‌باره همچنین گفت: «این پروژه با هر اشکالی که داشت و به زحمت راه‌اندازی شد تا طلسم راه‌اندازی فازهای پارس جنوبی بعد از راه‌اندازی فازهای ٩ و ١٠ شکسته شود؛ اما بنده در ماجراهایی که در حین و بعد از این مراسم بیان شد نقشی نداشتم، زیرا به ما دستور داده شد به هر شکلی این پروژه افتتاح شود.» در راه‌اندازی نمایشی مورد اشاره زهیری در نهم مرداد، بخشی از پالایشگاه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی با گاز ورودی از فازهای ۶، ۷ و ۸ افتتاح شد. باوجود آنکه این افتتاح در همان زمان نیز با انتقاداتی درباره «نمایشی» بودن مواجه شد، اما در عین حال اعلام شد: «افتتاح پالایشگاه فازهای ١٥ و ١٦ پارس جنوبی، نماد خط‌شکنی در عرصه سازندگی است… با پیشرفت مهندسی پروژه، این پروژه به‌ عنوان یکی از بهترین پالایشگاه‌ها از جهت پرفورمنس و راندمان شناخته شد به گونه‌ای که این تجربه هم‌اکنون به عنوان الگوی سایر فازهای باقی‌مانده قرار گرفته است.»

افتتاح‌های نمایشی دولت نهم و دهم
افتتاح نمایشی فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی، نخستین نمونه از افتتاح‌های نیمه‌کاره در عسلویه به شمار نمی‌رود. در سال‌های گذشته نیز افتتاح فازهای ۶، ۷ و ۸ نیز در حالی انجام شد که پروژه این فاز به طور کامل مهیای تولید نبود. اما نقطه اوج افتتاح‌های نمایشی در عسلویه به فازهای ۹ و ۱۰ بازمی‌گردد. در آخرین روزهای سال ۱۳۸۷ و بعد از گذشت بیش از چهار سال از آغاز پروژه، تنها پالایشگاه بخش خشکی این پروژه توسط رئیس‌جمهور وقت افتتاح شد. تولید از چاه‌های این دو فاز به دلیل مشکلات حفاری و تکمیل چاه‌ها، تا بیش از یک سال بعد هم آغاز نشد و بعد از آن نیز به نوبت و در هر نوبت چند فاز به تولید رسیدند. چنان که نهایتاً در سال ۹۰ تولید کامل از این فاز مهیا شد. البته اخبار حاکی از آن است که به دلیل مشکلات بخش چاه‌های دریایی، هنوز هم تولید از تمامی چاه‌های این دو فاز صورت نمی‌گیرد و وضعیت این پروژه نیازمند رسیدگی جدی است. دکتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور نیز در مناظره‌های انتخاباتی به مساله ناتمام بودن فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی اشاره و از این روند انتقاد کرد.

میلیاردها دلار هزینه بدون نتیجه
افتتاح نمایشی فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی در حالی صورت گرفت که تاکنون در فازهایی که توسعه آنها در دولت نهم و دهم آغاز شده، میلیاردها دلار هزینه صورت‌گرفته است، بی‌آنکه هیچ فازی به تولید برسد. در جدول زیر آخرین وضعیت فازهای پارس جنوبی و هزینه‌های صورت‌گرفته به تفکیک فاز آمده است. با نگاهی به این جدول مشخص می‌شود تاکنون بیش از ۳۲ میلیارد دلار برای فازهای توسعه‌ای پارس جنوبی هزینه شده است. رقم مصوب سرمایه‌گذاری در این فازها مجموعاً حدود ۵۰ میلیارد دلار است. به عبارت دیگر، حدود ۱۸ میلیارد دلار دیگر با ارقام فعلی برای توسعه پارس جنوبی باید هزینه شود. فازهای یک تا ۱۰ پارس جنوبی در مجموع با هزینه کمتر از ۱۴ میلیارد دلار به تولید رسیدند.

آخرین وضعیت فازهای پارس جنوبی در پایان تابستان 92

هزینه توسعه در سال‌های دور (+)
با درنظر گرفتن میلیاردها دلار هزینه صورت‌گرفته برای توسعه فازهای پارس جنوبی بدون تولید گاز، ممکن است این سوال مطرح شود که توسعه فازهای یک تا ۱۰ (که هم‌اکنون در حال تولید گاز هستند) با چه هزینه‌ای صورت‌گرفته است. البته مقایسه هزینه توسعه در سال‌های گذشته و اکنون با توجه به گذشت زمان و مطرح شدن مساله تحریم‌ها نمی‌تواند برداشت دقیقی به دست دهد. با این وجود بسیاری معتقدند حتی در صورت لزوم به صرف هزینه‌های فعلی، با اولویت‌بندی آنها می‌شد زودتر به نتیجه و هدف اصلی که چیزی جز تولید گاز نیست، رسید.در ادامه هزینه توسعه هر یک از فازهای تولیدی پارس جنوبی آمده است.
فاز یک: توسط شرکت پتروپارس و با ۷۸۰ میلیون دلار هزینه ظرف مدت کمتر از هفت سال به تولید رسید.
فازهای ۲ و ۳: توسط شرکت توتال با همکاری گازپروم و پتروناس و با هزینه دو میلیارد دلار طی حدود پنج سال به تولید رسید.
فازهای ۴ و ۵: توسط شرکت انی با همکاری پتروپارس و نیکو و با هزینه ۹/۱ میلیارد دلار طی کمتر از پنج سال به تولید رسید.
فازهای ۶، ۷ و ۸: توسط شرکت پتروپارس با همکاری استات‌اویل با هزینه ۸/۴ میلیارد دلار ظرف مدت بیش از ۸ سال به مرحله افتتاح رسید.
فازهای ۹ و ۱۰: توسط شرکت‌های GS، اویک و تاسیسات دریایی با هزینه حدود ۲/۴ میلیارد دلار ظرف مدت حدود ۹ سال به مرحله تولید کامل رسید.

هزارتوی آمار در عسلویه (+)
باوجود آنکه در نگاه اول ممکن است برآورد هزینه‌های صورت‌گرفته در پارس جنوبی آسان به نظر برسد، هیچ اجماعی بر سر سرمایه‌گذاری‌های صورت‌گرفته در پارس جنوبی وجود ندارد. در حالی که آمارهای شرکت نفت و گاز پارس رقم سرمایه‌گذاری صورت‌گرفته در فازهای توسعه‌ای را بیش از ۳۲ میلیارد دلار نشان می‌دهند، اکبر ترکان در نخستین روزهای پس از روی کار آمدن دکتر حسن روحانی، رقم هزینه‌های صورت‌گرفته در پارس جنوبی را ۴۶ میلیارد دلار اعلام کرد. او همچنین گفت باید بررسی شود این پول‌ها در کجا خرج شده است. خبرگزاری مهر نیز به نقل از آمارهای رسمی وزارت نفت، سرمایه‌گذاری صورت‌گرفته در پارس جنوبی را همین رقم اعلام کرده است. به نظر می‌رسد منظور از رقم ۴۶ میلیارد دلار، کل سرمایه‌گذاری مصوب در این میدان است که هرچند با ارقام اعلام‌شده توسط شرکت نفت و گاز پارس دقیقاً یکسان نیست، اما می‌توان با توجه به تعدیل‌های صورت‌گرفته در نرخ‌ها به این نتیجه رسید که رقم اعلام شده توسط ترکان که در رسانه‌ها نیز به صورت گسترده مطرح می‌شود، مربوط به سرمایه‌گذاری «مصوب» است، نه هزینه‌های صورت‌گرفته. رستم قاسمی در آخرین روزهای حضور در وزارت نفت در گفت‌وگویی با نشریه آسمان، میزان سرمایه‌گذاری در عسلویه را ۲۹ میلیارد دلار اعلام کرد که این رقم همخوانی خوبی با آمارهای اعلام‌شده توسط شرکت نفت و گاز پارس دارد. البته باید توجه داشت در سال‌های اخیر، تعدیل‌هایی در ارقام و زمان پروژه‌ها با توجه به تحریم‌ها صورت‌گرفته است. همچنین در فازهای ۱۷ و ۱۸ نیز تعداد چاه‌های مورد نیاز برای تولید گاز، از ۲۲ حلقه به ۴۴ حلقه افزایش یافته و در نتیجه هزینه کلی پروژه نیز با رشد مواجه بوده است.

منتشرشده در شماره ۶۴ تجارت فردا

برچسب‌ها: , , , , , , ,

بدون دیدگاه » آبان ۱۱ام, ۱۳۹۲

عسلویه جان می‌گیرد؟

مدیرعامل شرکت ملی نفت می‌گوید پارس جنوبی هر ماه به یک میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز دارد

جوادی (راست) در مراسم معارفه شعبان‌پور (چپ) از عدم‌النفع روزانه 100 میلیون‌دلاری در پارس جنوبی خبر داد

جوادی (راست) در مراسم معارفه شعبان‌پور (چپ) از عدم‌النفع روزانه ۱۰۰ میلیون‌دلاری در پارس جنوبی خبر داد

در آخرین روزهای مهرماه، محمدرضا زهیری، ششمین مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس برکنار شد. هرچند گمانه‌زنی‌های قبلی از حضور چهره‌هایی همچون سلطان‌پور، خاموشی و صالحی‌فروز به جای او خبر می‌داد، مدیرعامل جدید کسی نبود جز علی‌اکبر شعبان‌پور؛ فردی که پیش از انتصاب در منطقه عسلویه مدیرعاملی مجتمع گازی پارس جنوبی را برعهده داشت. مجتمع گازی پارس جنوبی متشکل از پنج پالایشگاه است و وظیفه پالایش گاز تولیدی از میدان گازی پارس جنوبی را برعهده دارد. در مراسم تودیع زهیری و معارفه شعبان‌پور، رکن‌الدین جوادی، مدیرعامل تازه‌منصوب شرکت ملی نفت ایران سخنانی بر زبان آورد که به صورت گسترده در رسانه‌ها منتشر شد: عدم‌النفع روزانه ۱۰۰میلیون‌دلاری ناشی از تاخیر در توسعه فازهای باقی‌مانده.

هر ماه، یک میلیارد دلار
از مجموع ۲۴ فاز تعریف‌شده پارس جنوبی،۱۰ فاز در حال تولید و ۱۴ فاز در حال توسعه هستند. به گفته جوادی، درآمد سالانه فازهای در حال توسعه حدود ۳۰ میلیارد دلار در سال خواهد بود که معادل حدود ۱۰۰ میلیون دلار در روز است. به عبارت دیگر، هر روز تاخیر در بهره‌برداری از این فازها، ۱۰۰ میلیون دلار عدم‌النفع به همراه دارد که با توجه به مشترک بودن این میدان ممکن است هرگز نتوان آن را جبران کرد و به ضرری همیشگی بدل شود. در گزارش سالانه شرکت نفت و گاز پارس نیز ارزش محصولات تولیدی این ۱۰ فاز در سال گذشته حدود ۴۸ میلیارد دلار برآورد شده است. این یعنی در صورت بهره‌برداری از بقیه فازها که حدود ۱۸ فاز استاندارد (۱۴ فاز اسمی) هستند، حداقل ۸۶ میلیارد دلار به ارزش سالانه محصولات تولیدی این شرکت افزوده خواهد شد. این در حالی است که توسعه صنایع پایین‌دستی یا صادرات گاز به کشورهای خارجی، می‌تواند سودی بسیار بیش از این برای کشور به همراه داشته باشد. به گفته جوادی، بهره‌برداری از فازهای باقی‌‌مانده ظرف ۲۴ ماه آینده، به ماهانه یک میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز دارد. این در حالی است که به گفته خود او، پرداخت علی‌الحساب به پیمانکاران تاکنون با مشکلات فراوان روبه‌رو بوده است. از سویی پیمانکاران با مشکل تعدیل هزینه‌های ناشی از افزایش قیمت ارز مواجه شده‌اند و از سوی دیگر به دلیل تحریم، کشور با مشکلات خرید تجهیزات و کمبود منابع ناشی از موانع انتقال پول به داخل مواجه شده است.

بازی دوسرباخت طرح‌های ۳۵‌ماهه
با دستور وزیر نفت مبنی بر لزوم تمرکز بر فازهای ۱۲، ۱۵، ۱۶، ۱۷ و ۱۸، طرح‌های دیگر پارس جنوبی موسوم به ۳۵ماهه با رکود نسبی مواجه شده‌اند. به‌جز فاز ۱۱، بقیه فازهای پارس جنوبی شامل فاز‌های ۱۳، ۱۴، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲، ۲۳ و ۲۴ که معادل ۱۰ فاز استاندارد گاز تولید خواهند کرد در سال ۸۹ براساس قراردادی بزرگ به شرکت‌های داخلی سپرده شدند و مقرر شد این فازها تا پایان اردیبهشت امسال به تولید زودهنگام برسند. با این وجود، هیچ کدام از این فازها حتی در آستانه تولید گاز هم قرار ندارند و عمده پیشرفت طرح‌ها در بخش‌های غیرمرتبط با تولید گاز صورت گرفته است. براساس اعلام وزارت نفت قرار است تکلیف این طرح‌ها تا اوایل آذر امسال مشخص شود که در این صورت توقف یا رکود نسبی این طرح‌ها نیز با مشکلات خاص خود مواجه خواهد بود. از جمله این مشکلات می‌توان به فرسودگی و استهلاک سرمایه‌های فیزیکی و انسانی و همین‌طور پرداخت برخی هزینه‌های غیرقابل اجتناب (همچون ماشین‌آلات و دکل‌های حفاری) اشاره کرد. این مساله، ورود به طرح‌های ۳۵ماهه را به یک بازی دوسرباخت مبدل کرده است: از سویی تداوم روند قبلی مبنی بر توسعه همزمان همه فازها، هیچ دستاوردی در بخش «تولید گاز» به همراه نخواهد داشت و تا سالیان متمادی موجب ثابت ماندن و حتی افت ظرفیت تولید گاز کشور و وابستگی بیشتر به واردات به ویژه در فصول سرد خواهد شد. از سوی دیگر، قطع روند فعلی موجب صرف هزینه‌های جاری و استهلاک می‌شود. در نهایت نیز به نظر می‌رسد راه‌حل غایی، اتخاذ روشی بینابین برای توسعه فازهای ۳۵ماهه باشد.

عسلویه، دوباره از نو
درحالی که آغاز توسعه تمامی فازهای تولیدی پارس جنوبی در زمان وزارت قبلی زنگنه بوده است و هیچ یک از فازهای آغاز‌شده پس از او تاکنون به تولید گاز نرسیده‌اند، بازگشت مجدد زنگنه به وزارت نفت موجب امیدواری نسبی در میان مدیران و کارشناسان این صنعت شده و احتمال رونق دوباره عسلویه بیش از گذشته مطرح شده است. زنگنه بارها گفته است مشکل اصلی نفت را نه کمبود منابع مالی، که مسائل مدیریتی می‌داند و اکنون با برگرداندن چهره‌های نسبتاً آشنا و قدیمی صنعت نفت به میز مدیریت، به گفته بسیاری از کارشناسان، افزایش توان تولید میدان گازی پارس جنوبی و جبران بخشی از عقب‌ماندگی از کشور قطر، دست‌یافتنی‌تر به نظر می‌رسد.

پنج فاز اولویت‌دار (+)
بیژن نامدارزنگنه که در نخستین روزهای حضور در وزارت نفت «تامین سوخت زمستانی» و از جمله گاز را از اولویت‌های اصلی خود اعلام کرده بود، در نخستین گام بر لزوم افزایش ۳۰ میلیون مترمکعبی تولید گاز کشور تا پایان سال تاکید کرد. او برای این کار، از میان مجموع ۱۴ فاز در حال توسعه طی سال‌های اخیر، پنج فاز با پیشرفت فیزیکی بالای ۹۰ درصد را به عنوان طرح‌های اولویت‌دار برگزید و اعلام کرد توسعه پارس جنوبی باید با تمرکز بر این فازها صورت گیرد. زنگنه یک هفته بعد از رای اعتماد مجلس به عسلویه رفت و گفت: «هدف اصلی تولید هرچه سریع‌تر از ذخایر گاز این میدان است بنابراین باید فعالیت‌ها روی فازهایی که در کوتاه‌مدت امکان تولید گاز دارند مانند فازهای ١٢، ١٧ و ١٨ و ١٥ و ١٦ متمرکز شود و فعالیت بر روی فازهایی مثل فاز ١٤ و ٢٢ تا ٢٤ در مراحل  بعدی توسعه قرار خواهد داشت.» با بهره‌برداری کامل از این پنج فاز در مجموع ۲۰۰ میلیون مترمکعب در روز به ظرفیت تولید گاز کشور افزوده خواهد شد. عقب‌ماندگی حفاری بخش دریا، اصلی‌ترین علت تاخیر در بهره‌برداری از این فازها بوده است. البته پیشرفت تمامی این فازها نیز به یک اندازه نیست و پیش‌بینی می‌شود فاز ۱۲ نخستین فازی باشد که امکان تولید گاز از آن فراهم خواهد شد. فاز۱۲، بزرگ‌ترین فاز میدان گازی پارس جنوبی است و قرار است در صورت تولید، معادل سه فاز استاندارد گاز تولید کند.

شل و توتال، رهیدگانی که به عسلویه بازمی‌گردند؟ (+)
بعد از آنکه در نخستین روزهای مهرماه امسال مدیران عامل شرکت‌های شل و توتال از لزوم توسعه منابع نفتی ایران و بازگشت به کشورمان سخن گفتند، گمانه‌هایی مبنی بر بازگشت این دو شرکت نفتی و همین‌طور دیگر شرکت‌های نفتی غربی به ایران مطرح شد. توتال پیش از این توسعه فازهای ۲ و ۳ پارس جنوبی را برعهده داشت که البته این پروژه در سال گذشته با اظهارات رئیس انجمن گاز ایران با حاشیه‌هایی مواجه شد. منصور دفتریان از کلاهبرداری این شرکت در پارس جنوبی به دلیل عدم برداشت از یکی از لایه‌های میدان و لزوم شکایت به مجامع جهانی خبر داد. توتال قرار بود در توسعه فاز ۱۱ نیز مشارکت کند. شرکت شل نیز علاوه بر توسعه میادین نفتی سروش و نوروز، قرار بود در فازهای ۱۳ و ۱۴ پارس جنوبی حضور یابد. اکنون و با مطرح شدن احتمال کاهش یا لغو تحریم‌ها، وال‌استریت ژورنال خبر داده است در اوایل ماه اکتبر امسال، معاون اکتشاف و تولید خاورمیانه شرکت توتال با مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران دیدار کرده است که در نوع خود اقدامی کم‌سابقه به شمار می‌رود. شرکت شل نیز همچون توتال، مذاکره را با ایران آغاز کرده است که البته موضوع اصلی این مذاکرات، پرداخت بدهی معوق این شرکت به ایران بابت خرید نفت است. مدتی قبل نیز رویترز از آغاز مذاکرات برخی شرکت‌های آمریکایی با مقامات ایرانی خبر داده بود. پیش‌بینی می‌شود در صورت بازگشت، با توجه به اولویت‌های وزارت نفت، تجارب پیشین و حجم بالای سرمایه‌گذاری لازم، تمرکز اصلی فعالیت شرکت‌های غربی در میدان گازی پارس جنوبی باشد.

منتشرشده در شماره ۶۴ تجارت فردا

برچسب‌ها: , , , , , , ,

بدون دیدگاه » آبان ۱۱ام, ۱۳۹۲

تحریم را باور نداشتند

گفت‌وگو با مهدی کرباسیان درباره توسعه پارس جنوبی در سال‌های تحریم

گفت‌وگو با مهدی کرباسیان درباره توسعه پارس جنوبی در سال‌های تحریم

برای بررسی وضعیت توسعه پارس جنوبی به ویژه در سال‌های بعد از تحریم، به سراغ مهدی کرباسیان رفتیم. مدیری که در سال‌های دور، معاونت بازرگانی وزارت نفت و عضویت در هیات مدیره شرکت ملی نفت ایران را بر عهده داشته است و پس از مدتی حضور در راس سازمان تامین اجتماعی و گمرک ایران، در اوایل دهه ۸۰ مجدداً به وزارت نفت بازگشته است. در این زمان، او حضور در راس سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس را تجربه کرد و سپس در صندوق بازنشستگی نفت و هیات‌مدیره شرکت ملی نفت ایران به فعالیت پرداخت. صندوق بازنشستگی نفت، سهامدار برخی شرکت‌های فعال در پارس جنوبی است و کرباسیان از این جهت نیز در جریان فعالیت شرکت‌های حاضر در این منطقه در سال‌های اخیر قرار دارد. گفت‌وگوی ما با مهدی کرباسیان درباره نقش پارس جنوبی در اقتصاد کشور و چالش‌های توسعه آن را در ادامه می‌خوانید.

به عنوان نخستین سوال ارزیابی شما از علل عدم توفیق نسبی در پارس جنوبی، با توجه به تاخیر ۱۱ساله ایران در آغاز تولید نسبت به قطر، چیست؟
به نظر من سه دلیل اصلی را در این بخش می‌توان بررسی کرد. نخست آنکه ما به طور کلی در میادین مشترک و به طور خاص پارس جنوبی یا همان North Dome (گنبد شمالی) چندان مناسب عمل نکرده‌ایم. پارس جنوبی بزرگ‌ترین منبع مشترک ماست، اما باید بپذیریم منابع مشترکی نیز با بسیاری کشورهای همسایه مثل عمان، امارات، کویت و عراق داریم. حوزه‌های مشترک مثل کاسه‌ای پر از مایع است که دو نفر با دو نی در حال استفاده از آن هستند. ضمن آنکه در حوزه قطر، تنها این کشور حضور ندارد و بسیاری از شرکت‌های بین‌المللی نیز در این کشور حضور دارند و لذا مکش آنها قوی‌تر از ماست. با این تمثیل باید توجه داشت حوزه‌های مشترک، اولویت ماست و هر چند نباید از میادین داخلی غافل بود، غفلت از میادین مشترک عواقب ناگوارتری دارد. مورد دوم اینکه در قانون اساسی کشور ما، کل منابع هیدروکربنی انفال و متعلق به ملت و بین‌نسلی است؛ لذا محدودیت‌های جدی در رابطه با برداشت از این منابع وجود دارد که برای مثال کشور قطر با این محدودیت‌ها روبه‌رو نیست. نوع قراردادهای منعقده در این کشور، با قراردادهای ما متفاوت است. ما نهایتاً می‌توانیم با عناوین جدید پیش‌بینی‌شده در قانون مثل Buyback و BOT قرارداد امضا کنیم، در حالی که قطر و در سال‌های اخیر عراق قراردادهای مشارکت در تولید منعقد می‌کنند. عراق با کمک همین قراردادها توانسته است به تدریج جایگاه ایران را در اوپک و منابع نفتی بگیرد و در سال‌های آینده نیز پیش‌بینی می‌شود تنه به تنه عربستان بزند؛ لذا آنچه می‌توان گفت این است که ما امکان استفاده از قراردادهای مشارکت در تولید را بر خلاف قطر نداریم. در قطر، بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان در توسعه میدان گازی مشارکت می‌کنند و برای همیشه درصدی از تولید به آنها تعلق دارد؛ لذا تامین سرمایه و تکنولوژی توسط این کشورها و با سادگی بیشتری صورت می‌گیرد. محدودیت‌های قانونی، عامل دوم است. مساله سوم این است که تحریم‌ها به صورت واقعی و جدی وجود دارد و سال به سال سخت‌تر شده است. تحریم از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشته است. بدیهی است در دوران‌هایی به دلیل سیاست‌های دولت آسان‌تر و در برخی زمان‌ها سخت‌تر بوده است. در سال‌های اخیر، تحریم‌ها به دو دلیل دشوارتر بوده است: نخست به دلیل موضعی که غرب در مقابل منافع ملی ما اتخاذ کرد و دوم اینکه مسوولان دولتی ما در ابتدا تحریم را باور نداشتند و بعداً هم نحوه برخورد با آن واقعی نبود. انتخابات اخیر هم نشان داد مردم روش برخورد دولت با مسائل بین‌المللی را نمی‌پسندند که امیدواریم دولت آینده با حفظ عزت و منافع ملی ما، این روند را اصلاح کند؛ لذا تحریم موجب شده است هم در بحث سرمایه و تامین منابع مالی و هم در بخش فناوری دچار مشکل شویم. من یادم هست بعد از نخستین تحریم‌ها، شرکت‌های خارجی که برای توسعه پارس جنوبی مذاکره انجام داده بودند و حتی تا پای قرارداد هم آمده بودند، از ایران رفتند. یا اینکه مثلاً در فازهای ۹ و ۱۰، در زمان آقای وزیری‌هامانه برای حمل برخی ماشین‌آلات از خارج، ماه‌ها طول می‌کشید تا این انتقال صورت گیرد؛ لذا باید بپذیریم که تحریم‌ها، به ویژه در حوزه انرژی موثر بوده است. البته در زمان آقای زنگنه و با حمایت دولت، با حضور چهره‌هایی مثل آقای مهندس ترکان، آقای مهندس نعمت‌زاده و آقای ملاکی توانستیم با تاخیری جزیی، فازهای متعددی را به تولید برسانیم.

این روند توسعه پارس جنوبی، تا چه میزان بر زندگی مردم منطقه و نیز کشور موثر بوده است؟
در سال ۱۳۸۳ که من در سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس بودم، ما یک آمارگیری در منطقه عسلویه انجام دادیم و بر اساس نتایج آن، به طور مستقیم ۸۴ هزار نفر در منطقه عسلویه مشغول به کار بوده‌اند. ما مکانی در منطقه عسلویه داشتیم که افراد بیکار از سراسر کشور برای یافتن شغل به آنجا می‌آمدند و حداکثر زمانی که یک فرد سپری می‌کرد تا سر کار برود، ‌۴۸ ساعت بود. اغلب این افراد، کارگران ساده و تکنسین‌ها بودند. در سراسر کشور نیز بالغ بر ۱۰۰ هزار نفر برای پشتیبانی پروژه‌های منطقه در حال فعالیت بودند. اگر همین رقم حدود ۲۰۰ هزار نفر را مبنا بگیریم، حدود ۲۰۰ هزار خانواده از این طریق مشغول بودند. وقتی پروژ‌ه‌ها غیرفعال می‌شوند، عواقب اجتماعی نیز در پی خواهند داشت. یکی از بهترین خاطرات من در زمان حضورم در عسلویه، مربوط به زمانی است که برای نخستین بار آب شیرین برای مردم این منطقه تامین کردیم. من به طور مرتب به روستاها سرکشی می‌کردم و در جریان وضعیت مردم منطقه نیز بودم و مردم تاثیر توسعه پارس جنوبی بر زندگی روزمره خود را تا حدودی احساس کردند.

در شرایط فعلی، همان‌طور که شما هم گفتید، تحریم‌ها بر روند توسعه پارس جنوبی موثر بوده است. به نظر شما تا چه میزان امکان مدیریت شرایط فعلی وجود داشت؟ برخی معتقدند تحریم‌ها مقصر اصلی مشکلات هستند و سوءمدیریت نقش دوم را داشته است.
ما در سال‌های دور، موفقیت‌های متعددی در شرایط دشوار با در پیش گرفتن تدبیر داشته‌ایم. برای مثال در حوزه سیاسی، سرنگونی حکومت‌های طالبان و صدام یا حمله صدام به کویت وجود داشته است و جمهوری اسلامی ایران بسیار خوب عمل کرده است. چرا که هماهنگی مناسبی بین قوا وجود داشته است و شورای عالی امنیت ملی تحت نظارت رهبری، اقدامات خوبی انجام داده است. این نشان‌دهنده مدیریت صحیح است، چرا که تدبیر نابجا می‌توانست عواقب بدی در پیش داشته باشد. در حوزه اقتصادی نیز مشابه این مساله در زمان جنگ وجود داشت. خرمشهر ویران شده بود و عراقی‌ها به آن حمله کرده بودند. از آبادان عملاً استفاده اقتصادی صورت نمی‌گرفت. در بوشهر تنها دو اسکله فعال وجود داشت. وضعیت بندرعباس مشابه بود و در چابهار نیز حجم فعالیت‌ها بسیار محدود بود. در همان سال‌های جنگ شما دیدید که با همدلی، همراهی، تدبیر و تلاش، نه جبهه‌های ما دچار کمبود منابع شدند و تامین نیازهای مردم نیز تا حد زیادی صورت گرفت. یکی از مشکلات جدی دو دولت اخیر این است که تجربه را در حوزه مدیریت حذف کرده است. حداکثر تلاش را کردند که حتی به عنوان مشورت نیز از مدیران باتجربه استفاده نشود. از برخی افراد کم‌تجربه و همچنین افراد رده دوم و سوم و چهارم مدیریت استفاده شده است. در حوزه انرژی، این مساله بیشترین لطمه را زد. از سوی دیگر نیز با تحریم به صورت واقعی برخورد نکردند و بهترین شانس‌های ۱۰۰ سال اخیر کشورمان را از دست دادیم. درآمد چندصد میلیارد دلاری می‌توانست ایران را چند پله جلو بیندازد که عملاً این‌گونه نشد و دچار مشکل شدیم. ما در سال‌های ۸۲ و ۸۳ به نزدیک هفت درصد رشد اقتصادی رسیدیم و رشد هشت‌درصدی هدف‌گذاری شد. اما در سال‌های اخیر شما می‌بینید که بنا بر اعلام دولت، رشد اقتصادی ۵/۱ تا دو درصد بوده است و صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی اعلام می‌کنند رشد اقتصادی حتی منفی نیز بوده است. من نمی‌خواهم این رقم منفی برای رشد را تایید کنم، اما حتی همین میزان رشد یک تا دو‌درصدی نیز در شأن جمهوری اسلامی ایران و مردم ما نیست. در کنار مسائلی که گفته شد، باید توجه داشت تنها درآمد داخلی کشور و منابع نفتی، برای تامین منابع مالی مگاپروژه‌ها و میادین مشترک کافی نیست. باید راهکارهایی پیدا شود تا از منابع بین‌المللی هم استفاده شود.

گفت‌وگو با مهدی کرباسیان درباره توسعه پارس جنوبی در سال‌های تحریم

به بحث تامین منابع مالی اشاره کردید. برنامه‌هایی نیز در داخل و از سوی وزارت نفت برای تامین مالی پارس جنوبی ارائه شده است؛ مثلاً استفاده از اوراق مشارکت. به نظر شما با اتکا به طرح‌های این‌چنینی نمی‌توان با استفاده از سرمایه داخلی، پروژه‌هایی از قبیل پارس جنوبی را توسعه داد؟
رقم منابع داخل کشور، اعم از دولتی و مردمی قابل اندازه‌گیری و محاسبه است. میزان منابع دولتی، سالانه در قانون بودجه مشخص می‌شود و شورای پول‌ و اعتبار نیز مسائل پولی را تعیین می‌کند. بالا بردن نرخ اوراق مشارکت نفتی یا جذب منابع، اگر صرفاً از منابع داخلی باشد، موجب می‌شود کشور از نظر توازن دچار مشکل شود. بخش‌های کشاورزی، صنعت و خدمات دچار نابسامانی خواهند شد، چرا که پولی به این بخش‌ها نخواهد رسید. در همین سال‌های اخیر شما می‌بینید بخش زیادی از نقدینگی کشور به بخش بازرگانی و خدمات رفته است و در نتیجه بخش تولید دچار مشکل شده است. در ادامه، اشتغال نیز کاهش یافته است. اما اگر از منابع خارجی استفاده شود که به نظر من اولویت اول آن می‌تواند ایرانیان خارج از کشور باشد، نتایج بهتری خواهد داشت. همین اوراق مشارکت می‌تواند در خارج منتشر شود. مثلاً در زمان مرحوم آقای دکتر نوربخش در دولت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، اوراق مشارکت در لندن چاپ شد. هنوز در زمینه استفاده از منابع خارجی برای توسعه طرح‌ها، اجماع لازم بین حاکمیت، دولت و مجلس صورت نگرفته است. مثالی که برای نقطه مقابل این قضیه می‌توان آورد، هدفمندسازی یارانه‌هاست. در دولت‌های مختلف، تلاش برای این کار وجود داشت. چرا که از جمله باورهای تمام انقلابیون کشور این بوده و هست که باید به مردم و مستضعفین توجه شود. این اصل، همیشه در حاکمیت کشور و از سوی امام راحل و رهبری معظم انقلاب مورد تاکید بوده است؛ لذا می‌بینیم هدفمندسازی یارانه‌ها که یک جراحی بزرگ بوده است، اجرایی می‌شود، هر چند با نقایصی در اجرا و بر‌خلاف قانون مصوب مجلس٫ در زمینه استفاده از منابع خارجی نیز باید اجماعی صورت گیرد تا به اهداف مندرج در برنامه چشم‌انداز برسیم.

در زمانی که قرارداد طرح‌های ۳۵ماهه امضا شد، تحریم‌ها شدت فعلی را نداشت. با شدت گرفتن تحریم‌ها، بیش از گذشته به نظر رسید این طرح‌ها نتیجه نخواهند داشت به نظر شما از نظر تامین منابع مالی و سرمایه، اجرای همزمان این تعداد طرح تا چه میزان قابل دفاع است؟
در سطح کشور به طور کلی، هزاران پروژه کوچک، متوسط و بزرگ نیمه‌تمام وجود دارد؛ لذا در شرایطی که محدودیت منابع مالی وجود دارد، اگر این منابع بین پروژه‌های متعدد تقسیم شود، نتیجه چیزی نخواهد بود جز استخری به عمق ۱۰ سانتی‌متر. در صورتی که اگر منابع متمرکز شود، آب‌انباری با ذخیره کافی حاصل خواهد شد. در آن مقطع ما هم به لحاظ منابع مالی با مسائلی مواجه بودیم و هم به لحاظ تامین تجهیزات و ماشین‌آلات. گزارش‌ها نشان می‌دهد این مهلت ۳۵ماهه به پایان رسیده است و به‌رغم تلاش فراوان مدیران پروژه‌ها و کارکنان، عملاً این پروژه‌ها به ثمر نرسیده‌اند. در فازهایی مثل ۱۵ و ۱۶ و همچنین ۱۷ و ۱۸ که مدت اجرای پروژه‌ها حدود ۸۰ ماه است نیز عقب‌ماندگی جدی وجود دارد. من امیدوارم دولت جدید با تلاش‌های بیشتر و فعال کردن وزارت خارجه که به نظر من در سال‌های اخیر نتوانسته است وظایف خود را به خوبی انجام دهد، کمبودهای موجود به منظور توسعه را برطرف کند.

ظاهراً با این تفاسیر می‌توان گفت توسعه پارس جنوبی تا حد زیادی به سیاست خارجی پیوند خورده است.
دقیقاً. به طور کلی در حوزه انرژی این‌گونه است که وضعیت پروژه‌های نفتی، تا حد زیادی در گرو وضعیت سیاسی و سیاست خارجی است. در پارس جنوبی نیز نظیر این مساله وجود دارد و شما می‌بینید در سال‌هایی که به لحاظ سیاست خارجی وضعیت بهتری در کشور وجود داشت، پروژه‌ها نیز از پیشرفت و توسعه بهتری برخوردار بودند.

منتشرشده در شماره ۴۶ تجارت فردا

برچسب‌ها: , , , , , , ,

بدون دیدگاه » تیر ۸ام, ۱۳۹۲

مرثیه‌ای برای یک میدان

سال‌هاست کسی شاهد افتتاح فاز جدیدی در پارس جنوبی نبوده است

فازهای 15 و 16 پارس جنوبی با وجود گذشت بیش از شش سال از امضای قرارداد، هنوز افتتاح نشده‌اند

فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی با وجود گذشت بیش از شش سال از امضای قرارداد، هنوز افتتاح نشده‌اند

 اردیبهشت و خرداد هم گذشت و هیچ کدام از طرح‌های «۳۵‌ماهه» پارس جنوبی به انجام نرسیدند؛ طرح‌هایی با مجموع ارزش حدود ۵/۲۹میلیارد دلار که قرار بود ظرف مدت ۳۵ ماه از خرداد ۸۹، توسعه بزرگ‌ترین میدان گازی جهان را با توان شرکت‌های داخلی رقم بزنند. اما تنها یک ماه مانده به پایان این مهلت،‌ یکی از مقامات رسمی شرکت ملی نفت اذعان کرد طرح‌های ۳۵ماهه توسعه میدان گازی پارس جنوبی منتفی شده‌اند. این فرد کسی نبود جز محمدرضا زهیری، مدیرعاملی که مدت زیادی از صدارتش در نفت و گاز پارس نمی‌گذرد. او که شرکت تحت مدیریتش مسوولیت توسعه میدان پارس جنوبی را بر عهده دارد، در روزهای پایانی فروردین‌ماه امسال اعلام کرد فازهای ۳۵ماهه از آغاز توسعه تاکنون، به پیشرفت حداکثر ۶۰ درصدی رسیده‌اند و با وجود آنکه اردیبهشت‌ماه مهلت ۳۵ماهه به پایان می‌رسد، این فازها به تولید گاز نخواهند رسید.

آرزویی به نام طرح‌های ۳۵ماهه
سه سال قبل و در ۲۵ خرداد ۸۹، رئیس‌جمهور به همراه هیاتی به عسلویه آمد تا شاهد امضای بزرگ‌ترین قرارداد صنعت نفت باشد؛ قراردادی که به گفته او با امضای آن، «یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای ملت ایران برآورده شد». با امضای این قرارداد، شش فاز پارس جنوبی تعیین تکلیف و به پیمانکاران داخلی واگذار شد تا در کنار دو فاز دیگر که قراردادشان پیشتر امضا شده بود، «طرح‌های ۳۵ماهه» متولد شوند و مطابق برنامه، فازهای ۱۳، ۱۴، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲، ۲۳ و ۲۴ تا اردیبهشت‌ماه امسال به تولید زودهنگام برسند. با این حساب، در ۲۵ خرداد ۸۸، برنامه میدان گازی پارس جنوبی برای مدت طولانی مشخص شد: ۱۰ فاز پارس جنوبی به بهره‌برداری رسیده بودند، هشت فاز در قالب طرح‌های ۳۵ماهه تعیین تکلیف شدند، یک فاز در دست چینی‌ها بود و پنج فاز دیگر نیز در حال توسعه بودند. این پنج فاز، بعدها در قالب «طرح‌های مهر ماندگار» سازماندهی شدند. تولید زودهنگام از فازهای ۳۵ماهه، از همان ابتدا با تردیدهایی مواجه شد. چرا که در زمانی که تحریم‌ها وجود نداشتند و شرکت‌های خارجی و بین‌المللی بزرگی در ایران حضور داشتند، اجرای پروژه‌ها به زمانی بسیار بیشتر نیاز داشت. برای مثال،‌ طرح توسعه فازهای ۲ و ۳ پارس جنوبی تحت رهبری شرکت «توتال» ظرف حدود پنج سال به نتیجه رسید. طرح توسعه فازهای ۴ و ۵ نیز تحت رهبری شرکت «انی» همین میزان زمان نیاز داشت تا به پایان برسد. با گذشت مدتی از امضای قرارداد طرح‌های ۳۵ماهه، تردیدها قوت گرفت و کارشناسان به صراحت از عدم موفقیت طرح‌های ۳۵ماهه سخن گفتند. اکبر ترکان که سال‌ها قبل مدیریت عامل شرکت نفت و گاز پارس را بر عهده داشت، یک سال بعد از امضای قراردادها از عدم توفیق در اجرای طرح‌های ۳۵ماهه در پرده سخن گفت. به گفته او، «زمان ۳۵ ماهه (برای اتمام شش فاز پارس جنوبی) از همان ابتدا هم معلوم بود که مبنای درستی ندارد و قطعاً انجام این پروژه‌ها در ۳۵ ماه ممکن نیست.» او راهکار جایگزین را تمرکز بر دیگر طرح‌های با پیشرفت مناسب اعلام کرد: «الان مهم‌ترین کار این است که تمرکز کنند بر روی فازهای ۱۲، ۱۵، ۱۶، ۱۷ و ۱۸ و آنها را به اتمام برسانند، این خیلی مهم است چرا که فاز ۱۲ خودش معادل سه فاز است. یعنی همین سه قرارداد (فاز ۱۲، فازهای ۱۵، ۱۶ و فازهای ۱۷، ۱۸) می‌تواند تقریباً ۱۷۵ میلیون متر مکعب به ما گاز بدهد. لذا خوب است روی همین سه قرارداد متمرکز شوند، که معادل هفت فاز است و کوشش کنند در دو سال باقی‌مانده همین‌ها را تمام کنند.» این سخنان با توجه چندانی از سوی مسوولان وقت صنعت نفت مواجه نشد. همزمان، تحریم‌ها واردات کالا، نقل و انتقالات مالی و بانکی و حضور شرکت‌های خارجی در ایران را با مشکلاتی مواجه ساخت. در حالی که قطر به مدد حضور برخی از بزرگ‌ترین غول‌های نفتی جهان توسعه میدان را در دستور کار قرار داده بود، برخی از پیمانکاران اصلی فازهای پارس جنوبی نخستین بار بود که چنین پروژه عظیمی را تجربه می‌کردند. نتیجه کار روشن بود: طرح‌های ۳۵ماهه در اردیبهشت‌ماه امسال و در پایان مهلت تولید، هیچ‌کدام به تولید نرسیدند. مدیرعامل جدید شرکت نفت ‌و گاز پارس نیز البته یک ماه پیش از پایان مهلت ۳۵ ماهه، به عدم موفقیت طرح‌ها و منتفی شدن آنها اذعان کرد تا پرونده طرح‌های ۳۵ماهه با صرف هزینه‌های چندمیلیارد دلاری و بدون تولید گاز بسته شود. در اردیبهشت‌ماه امسال حداکثر پیشرفت طرح‌های ۳۵ماهه، حدود ۶۱ درصد بوده است و البته در بخش دریایی نیز اغلب این طرح‌ها با عقب‌ماندگی جدی مواجه بوده‌اند. چنان ‌که به نظر می‌رسد امسال نیز تولید گاز از این طرح‌ها میسر نشود. قلعه‌بانی، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، تاخیر در پروژه‌های ۳۵ماهه را مربوط به سرمایه‌گذاری‌ها می‌داند. او از سرمایه‌گذاری ۱۶میلیارد دلاری در سال گذشته خبر می‌دهد که به گفته او «این میزان سرمایه‌گذاری برای توسعه ۳۵ماهه فازهای این میدان مشترك گازی كافی نبوده است.» مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران اعلام می‌کند نظر شخصی او نیز بر اجرای ۳۵ماهه طرح‌ها نبوده و او اجرای ۴۴ماهه را مد نظر داشته است. مدیرعامل سابق نفت‌ و گاز پارس نیز اظهارات مشابهی دارد: «اینکه چرا ۳۵ ماه قرار بود این فازها احداث شوند اساس و تصمیم چه بود؟ من نمی‌دانم زیرا در واقع قبل از مدیریت من قراردادها امضا شد و زمانی که من به شرکت نفت و گاز پارس رفتم حتی هشت ماه از امضای پروژه‌ها می‌گذشت. من خودم مستندات کارشناسی در خصوص فازهای ۳۵ماهه ندیدم ولی آنچه که تصمیم گرفته شد یک تصمیم راهبردی بود که با مشارکت مقام‌های ارشد دولت در وزارت نفت گرفته شده بود.» با این تفاسیر به نظر می‌رسد تصمیم به اجرای طرح‌های ۳۵ماهه مورد تایید برخی از مدیران و کارشناسان وقت وزارت نفت نبوده است.

وکیلی مدیرعامل اسبق نفت ‌و گاز پارس و قلعه‌بانی مدیرعامل شرکت ملی نفت در مراسم امضای قرارداد توسعه 35ماهه فازها

وکیلی مدیرعامل اسبق نفت ‌و گاز پارس و قلعه‌بانی مدیرعامل شرکت ملی نفت در مراسم امضای قرارداد توسعه ۳۵ماهه فازها

داستان مشابه «مهر ماندگار»
در زمان امضای قرارداد طرح‌های ۳۵ماهه، پنج فاز پارس جنوبی دارای پیشرفت اجرایی بیشتری بودند: فاز ۱۲ (بزرگ‌ترین فاز پارس جنوبی و واقع در مرز آبی با کشور قطر) با ۳۰ درصد پیشرفت، فازهای ۱۵ و ۱۶ با ۴۵ درصد و فازهای ۱۷ و ۱۸ با ۴۰ درصد پیشرفت. این فازها، سال گذشته به همراه فازهای ۱۳، ۲۲، ۲۳ و ۲۴، در قالب «طرح‌های مهر ماندگار» ساماندهی شدند تا پیش از پایان دولت دهم، به تولید برسند. وعده و پیش‌بینی مدیران وزارت نفت این بود که برخی از این پروژ‌ه‌ها مثل پروژه فازهای ۱۵ و ۱۶، تا پایان سال ۱۳۹۱به بهره‌برداری برسند و یا لااقل پالایشگاه بخش خشکی آنها با گاز فازهای دیگر افتتاح شود؛ مشابه آن چیزی که در فازهای ۹ و ۱۰ نیز انجام شد. به عنوان مثال، موسی سوری، مدیرعامل سابق شرکت نفت‌ و گاز پارس بارها از راه‌اندازی تمام یا بخشی از فازهای ۱۵ و ۱۶ در سال ۱۳۹۱خبر داد و علاوه بر او بسیاری از مدیران نفتی و از جمله وزیر نفت نیز معتقد بودند این دو فاز در سال ۱۳۹۱به تولید خواهد رسید. با این وجود اکنون که سه ماه از سال ۱۳۹۲ می‌گذرد، هنوز حتی پالایشگاه بخش خشکی این فاز نیز افتتاح نشده است. فاز ۱۵ و ۱۶، به لحاظ پیشرفت فیزیکی پیشروترین فاز پارس جنوبی به شمار می‌رود و در اواخر سال گذشته نیز خبرهایی مبنی بر آغاز پیش‌راه‌اندازی این فاز منتشر شد. لذا می‌توان پیش‌بینی کرد تا زمان افتتاح این فاز، هیچ کدام از دیگر فازها به تولید نخواهند رسید. در سال جاری بنابر اعلام مقامات مسوول، در فاز ۱۲، و همچنین فازهای ۱۷ و ۱۸، بخشی از پروژه راه‌اندازی خواهد شد و در فازهای ۱۵ و ۱۶ نیز تنها پالایشگاه افتتاح می‌شود.

موسی سوری (سمت راست) چند روز بعد از بازدید رئیس‌جمهور از فازهای ناتمام 15 و 16 در دی 91 از مدیرعاملی برکنار شد

موسی سوری (سمت راست) چند روز بعد از بازدید رئیس‌جمهور از فازهای ناتمام ۱۵ و ۱۶ در دی ۹۱ از مدیرعاملی برکنار شد

مشکل کجاست؟
زهیری، مدیرعامل نفت و گاز پارس، تحریم را یکی از علل عقب‌ماندگی پروژه‌ها می‌داند: «در حال حاضر شرایط عوض شده است زیرا فروش نفت را تحریم کرده‌اند.» این اولین باری است که مدیران شرکت متولی توسعه پارس جنوبی، به روشنی از نقش تحریم در عقب‌ماندگی پروژه‌ها سخن می‌گویند. موسی سوری، مدیرعامل سابق شرکت، تا روزهای آخر حضور در شرکت امیدوار بود شاهد افتتاح فازهای پارس جنوبی باشد و بارها از افتتاح فازهای این میدان، به طور خاص فازهای ۱۵ و ۱۶ تا پایان سال ۱۳۹۱سخن می‌گفت. امری که به وقوع نپیوست و به عقیده برخی همین تاخیرها موجب شد سوری جای خود را به مدیرعامل جدید بدهد. زهیری، مدیرعامل جدید، به روشنی از مشکلات تحریم سخن می‌گوید: «هم‌اکنون نقل و انتقال منابع مالی مشکل شده است.» او در عین حال اعلام کرده است کمتر از ۱۰ میلیارد از ۲۲ میلیارد دلاری که هدف‌گذاری شده بود جذب شده است. زهیری پاسخ به این سوال را که چه میزان از تاخیرات متوجه مدیریت حاکم بر پارس جنوبی است «سخت» می‌داند و به این توضیح اکتفا می‌کند که «رویکرد مدیریت جدید در پارس جنوبی تمرکز بر روی پروژه‌های نیمه‌تمام است.» با این وجود، برخی معتقدند برنامه‌ریزی و مدیریت در عقب‌ماندگی پروژه‌های پارس جنوبی موثر بوده است. به طور کلی، عمده توسعه هر فاز به چهار بخش تاسیسات خشکی، تاسیسات دریایی، خطوط لوله و حفاری تقسیم می‌شود. اگر چه در سه بخش نخست، پیمانکاران ایرانی از سرعت نسبتاً قابل قبولی برخوردار بوده‌اند، تولید گاز در گرو بخش چهارم، یعنی حفاری است. بخش حفاری نیز تا حد زیادی با تامین دکل گره خورده است و به نظر می‌رسد تعداد دکل‌های فعلی برای اجرای همزمان طرح‌ها کافی به نظر نمی‌رسند. کارشناسان معتقدند با اجرای همزمان فازها، منابع مالی و اجرایی بیشتر متوجه بخش خشکی شده است که پیمانکاران ایرانی در آن سابقه و دانش بیشتری دارند. این مساله هر چند درصد پیشرفت کل پروژه را افزایش داده است، موجب تاخیر در حفاری چاه‌ها و تولید گاز شده است و در نهایت هدف اصلی که تولید گاز و میعانات گازی از پارس جنوبی است، به تاخیر افتاده است. بر اساس آمارها، هم‌اکنون در تمام فازهای در حال توسعه پارس جنوبی پیشرفت بخش پالایشگاه خشکی بیش از حفاری چاه‌هاست؛ در حالی که تاسیس پالایشگاه با هدف پالایش گاز صورت می‌گیرد و تولید گاز نیز در گرو حفاری چاه‌های فراساحل است. از سوی دیگر به نظر می‌رسد مشکلات مدیریتی، صرفاً معطوف کارفرما نبوده است. به عنوان مثال، در فاز ۱۷ و ۱۸ یکی از علل تاخیر، «مدیریت رهبر کنسرسیوم» عنوان شده که بر عهده شرکت ایدرو است. عقب‌ماندگی در تولید گاز از پارس جنوبی، موجب شده است بهره‌دهی اقتصادی پروژه‌ها نیز به تاخیر بیفتد و عدم‌النفع چند میلیارد دلاری از این محل به وجود آید. بر اساس اعلام شرکت نفت و گاز پارس، ارزش تولیدات میدان گازی پارس جنوبی در سال گذشته، معادل ۴۸ میلیارد دلار برآورد شده است. با توجه به اینکه با راه‌اندازی تمام فازها تولید این میدان ۷۹۰ میلیون متر مکعب، یعنی حدود یک‌ونیم برابر تولید فعلی خواهد بود، می‌توان گفت با هر سال تاخیر در راه‌اندازی این فازها عدم‌النفعی حدود ۷۲ میلیارد دلار نصیب کشور خواهد شد. باید توجه داشت تاخیر در توسعه فازهای پارس جنوبی، صرفاً منحصر به فازهایی که مدیریت آنها در دست ایرانی‌هاست، نمی‌شود. عقب‌ماندگی پروژه در فاز ۱۱، یعنی تنها فازی که توسعه آن در سال‌های اخیر به کشورهای خارجی واگذار شده است، بسیار بیشتر از دیگر فازها بوده است. این فاز که تا مدتی قبل توسعه‌اش را چینی‌ها بر عهده داشتند، بدون انجام هرگونه عملیات اجرایی برای سال‌ها رها شده بود تا اینکه نهایتاً در حاشیه هجدهمین نمایشگاه نفت در اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت‌ماه امسال، خبر تعیین تکلیف توسعه آن منتشر شد. بنا بر اعلام، پس از خلع ید شرکت چینی، شرکت پتروایران قرار است توسعه بخشی از این فاز را انجام دهد تا تمام فازهای ۱۱ تا ۲۴ پارس جنوبی به طور همزمان در حال اجرا باشند.

فازهای پارس جنوبی

نفت و هلیوم در پارس جنوبی؟
اهمیت پارس جنوبی، صرفاً به تولید گاز و میعانات گازی نیست. این میدان، دارای لایه‌های نفتی نیز هست که در برنامه اولیه، برای تولید ۳۵هزار بشکه نفت در روز از آن برنامه‌ریزی شده است. بنابر تخمین‌ها،‌ قطر هم‌اکنون حدود ۴۵۰هزار بشکه نفت از میدان شاهین (که در محدوده بخش قطری میدان گازی پارس جنوبی، موسوم به «گنبد شمالی»، واقع است) برداشت می‌کند. در لایه نفتی پارس جنوبی، سه موقعیت A ،‌‌B و C تعریف شده است. در اوایل امسال، بعد از آنکه شرکت پتروایران پس از چند سال توقف، عملیات در بخش‌هایی از لایه نفتی را از سر گرفت، امکان تولید از هفت چاه فراهم شد. با روشن شدن مشعل لایه نفتی پارس جنوبی هر چند به طور نمادین ایران امکان تولید از این میدان را داراست، ولی عملاً با توجه به فقدان امکان تولید و انتقال هنوز هیچ نفتی از این میدان تولید نمی‌شود. دو برنامه برای تولید از لایه نفتی در نظر گرفته شده است: استفاده از شناور FPSO و انتقال با خط لوله به نقاط دیگر که هنوز عملاً هیچ کدام از این دو طرح اجرایی نشده‌اند. علاوه بر مشکلات موجود بر سر راه تولید و انتقال نفت، برخی کارشناسان معتقدند به دلایلی همچون فناوری‌های مورد نیاز برای تولید، هزینه بالای استخراج در عین وجود میادین نفتی دیگر با هزینه تولید کمتر به ازای هر بشکه، سنگین بودن نفت و در نهایت ابهام در پتانسیل تولید از لایه نفتی، تولید از این لایه چندان اقتصادی به نظر نمی‌رسد. علاوه بر لایه نفتی، هلیوم نیز از دیگر ذخایری است که در محدوده پارس جنوبی قرار دارد. حدود ۲۸ درصد هلیوم جهان در پارس جنوبی وجود دارد که برداشت از آن از سوی ایران در مرحله مطالعات اولیه باقی‌ مانده است.

منتشرشده در شماره ۴۶ تجارت فردا

برچسب‌ها: , , , , , , , , ,

بدون دیدگاه » تیر ۸ام, ۱۳۹۲

دو نیمه یک رویا

سهم ما و قطر از یک میدان مشترک گازی

گزارش جدید بریتیش پترولیوم نشان می‌دهد ایران اکنون دارنده بزرگ‌ترین ذخایر گاز جهان به شمار می‌رود. تجدیدنظر در ذخایر گاز روسیه با توجه به تعاریف استاندارد غربی (که در آن ذخایر گاز بر مبنای حجم گاز قابل برداشت به لحاظ فنی و اقتصادی محاسبه می‌شوند) موجب شد در گزارش سال ۲۰۱۳، ایران با ۶/۳۳ تریلیون مترمکعب ذخایر گازی، در صدر کشورهای دارنده ذخایر گاز جهان قرار گیرد. اصلی‌ترین میدانی که این حجم از ذخایر را برای ایران به ارمغان آورده است، پارس جنوبی با ذخایر قابل برداشت حدود ۱۰ تریلیون مترمکعب است. میدان گنبد شمالی (بخشی از میدان مشترک گازی که در قطر واقع است) نیز ذخایر قابل استحصال بیش از ۲۵ تریلیون مترمکعبی دارد. عظمت میدان گازی پارس جنوبی از همین‌جا مشخص می‌شود: اگر میدان پارس جنوبی متعلق به یک کشور بود، بزرگ‌ترین دارنده ذخایر گازی جهان به شمار می‌رفت.

اپیزود اول: وقتی همه خوابیم
قطری‌ها، میدان گنبد شمالی را در سال ۱۹۷۱ کشف کردند و ۲۰ سال، یعنی تا سال ۱۹۹۰ طول کشید تا این میدان به تولید برسد. در ایران، زمان اولین افتتاح رسمی پروژه‌ها سال ۱۳۸۱ (۲۰۰۳ میلادی) بوده است و بنا بر اعلام معاون اسبق برنامه‌ریزی وزارت نفت، برداشت ایران از سال ۲۰۰۱ کلید خورده است. این تاخیر حداقل ۱۱ساله در آغاز تولید، موجب شده است کشور قطر گاز بیشتری را از این میدان مشترک برداشت کند. هر چند عدد دقیقی از مجموع تولید دو کشور برای مقایسه وجود ندارد، برخی تخمین‌ها مجموع کل تولید گاز قطر را دو برابر ایران برآورد می‌کنند.

اپیزود دوم: المپیک گازی در پارس جنوبی
قطر احتمالاً بدون حضور شرکتی همچون اگزون‌موبیل نمی‌توانست طرح‌های بلندپروازانه تولید LNG را به اجرا برساند. اگزون‌موبیل، شریک اغلب طرح‌های توسعه گازی قطر است و در این راه شرکت‌های بزرگ دیگری مثل شل، توتال و کونوکوفیلیپس نیز همراه قطر شده‌اند. البته ایران نیز روزگاری در پارس جنوبی،‌ از حضور شرکت‌های توسعه‌دهنده بزرگی مثل توتال، انی و استات‌اویل بهره می‌برد و بسیاری از خدمات نیز توسط پیمانکاران سطح اول جهانی همچون هالیبرتون، ودرفورد و شلمبرژه صورت می‌گرفت. امروزه اما به هر علتی، خبری از حضور غول‌های جهانی در تیم ایران نیست و به نظر می‌رسد المپیک گازی جهان، به محلی برای کسب تجربه برخی پیمانکاران ایرانی بدل شده است. چنان که مدیرعامل نفت و گاز پارس نیز می‌گوید: «با توجه به اینکه توسعه فاز‌های یک تا هشت توسط پیمانکاران خارجی صورت گرفت، اما الان توسعه ۱۴ فاز توسط پیمانکاران ایرانی انجام می‌شود بنابراین اگرچه پیشرفت این پروژه‌ها کند بود اما تجربه گرانبهایی کسب شد.» اغلب فازهای در حال تولید فعلی، مربوط به زمانی هستند که از حضور پیمانکاران بین‌المللی بهره‌گیری می‌شد. سطح فناوری مورد نیاز برای توسعه مطلوب پارس جنوبی و منابع مالی مورد نیاز برای این حجم از کار موجب می‌شود توسعه چنین میدان بزرگی بدون حضور شرکت‌های خارجی چندان میسر به نظر نرسد. پروژه فازهای ۶، ۷ و ۸ آخرین پروژه‌ای بود که پیمانکاران خارجی در آن سهم عمده‌ای داشتند و البته افتتاح این فازها نیز تا حدودی با مشکلات و تاخیراتی همراه بود. بعد از آن، تنها پروژه‌ای که به بهره‌برداری رسید، پروژه فازهای ۹ و ۱۰ بود. بهره‌برداری‌ای که به صورت مرحله به مرحله و ناقص و با اشکالات فنی فراوان صورت گرفت و البته کماکان نیز تولید از کل چاه‌های این پروژه صورت نمی‌گیرد. این مساله، دستاویز انتقادات رئیس‌جمهور منتخب در مناظره‌های تلویزیونی نیز شد و او به عدم بهره‌برداری کامل از این دو فاز اشاره کرد.

اپیزود سوم: دو نیمه یک رویا
قطر در سال ۲۰۰۶، بزرگ‌ترین صادرکننده LNG جهان شد. صادرات گاز این کشور در سال ۲۰۱۱،‌ بیش از ۱۱۹ میلیارد مترمکعب بوده است، یعنی بیش از سه برابر بقیه کشورهای خاورمیانه. در سال ۲۰۱۲ نیز از مجموع بیش از ۱۰۳۳ میلیارد مترمکعب صادرات در جهان، بیش از ۱۲۴ میلیارد مترمکعب آن به تنهایی در اختیار قطر بوده است تا این کشور بعد از روسیه، در مجموع صادرات گاز از طریق خط لوله و به صورت LNG، در جایگاه دوم قرار گیرد. تمام این موفقیت‌ها، در گرو تولید از میدان گازی گنبد شمالی بوده است. در سمت مقابل، ایران قرار دارد که هر چند در تمامی سال‌های اخیر بیش از قطر گاز تولید کرده است، به دلیل مصرف بالای داخلی سهم چندانی در بازار صادرات گاز جهانی ندارد. در فصول سرد از ترکمنستان گاز وارد می‌کند و بنا بر اعلام مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، سالانه حدود ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز به ترکیه صادر می‌کند. ایران در سال ۲۰۱۲، بیش از ۱۶۰ میلیارد مترمکعب گاز تولید کرد که کمتر از نصف آن از میدان گازی پارس جنوبی بوده است. از همین‌جا می‌توان به راحتی دریافت قطر حدود دوبرابر ایران از پارس جنوبی تولید می‌کند. البته قطر تقریباً هر چه دارد، در گنبد شمالی متمرکز است و در مقابل، کمتر از نصف ذخایر ایران در پارس جنوبی متمرکز است.

اپیزود چهارم: گازی که «نفرین» ندارد
نفرین منابع طبیعی، توصیفی رایج درباره وضعیت کشورهایی است که اقتصادشان به منابع طبیعی و از جمله نفت یا گاز وابسته است. اما ظاهراً قطر از این جریان به کلی مجزاست. بنا بر آمارهای صندوق بین‌المللی پول، کشور قطر در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، بیشترین درآمد سرانه بر حسب قدرت خرید را در جهان داشته است. در سال ۲۰۱۱، درآمد سرانه این کشور بیش از ۹۸ هزار دلار بوده است. بانک جهانی نیز آمارهای نسبتاً مشابهی در مورد درآمد سرانه این کشور دارد که بر اساس آن قطر در جایگاه دوم جهان بعد از لوکزامبورگ قرار دارد. سهم اصلی از این توسعه اقتصادی، متعلق به میدان گنبد شمالی است. بنا بر گزارش توسعه اقتصادی قطر منتشرشده در اواخر سال ۲۰۱۲، در برخی سال‌ها همچون سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، حدود نصف یا بیش از نصف رشد اقتصادی قطر به مدد درآمدهای بخش هیدروکربنی حاصل شده است. در بخش درآمدهای مالی نیز اوضاع کمابیش به همین شکل است و در سال‌های اخیر، بخش عمده درآمدهای این کشور از طریق منابع بخش نفت و گاز بوده است. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۱ از مجموع ۵/۱۷۸ میلیارد دلار درآمد قطر، ۴/۱۱۴ میلیارد دلار آن مربوط به عواید بخش نفت و گاز بوده است. البته قطر نه‌تنها به طور مستقیم از عواید حاصل از صادرات گاز برای توسعه اقتصادی کشور خود بهره می‌گیرد، بلکه با در پیش گرفتن سیاست متنوع‌سازی، سعی کرده است از این درآمدها برای توسعه بخش‌های دیگر کشور خود نیز استفاده کند.

اپیزود پنجم: رویای دوبرابر شدن تولید
رئیس‌جمهور، دی‌ماه سال گذشته در مراسم افتتاح مخزن ذخیره‌سازی گاز سراجه قم گفت تولید گاز پارس جنوبی تا پایان دولت دهم دو برابر خواهد شد. هر چند همان زمان بر اساس پیشرفت طرح‌ها به نظر می‌رسید هیچ‌کدام از فازهای پارس جنوبی تا پایان دولت دهم به بهره‌برداری نخواهند رسید، گذشت چند ماه و عدم افتتاح حتی یک پروژه، نشان داد نه‌تنها تولید گاز پارس جنوبی دو برابر نخواهد شد، بلکه به کلی هر گونه افزایشی در بازه زمانی نزدیک صورت نخواهد گرفت. هم‌اکنون و با گذشت مهلت قرارداد طرح‌های ۳۵ماهه پارس جنوبی، که قرار بود ظرف کمتر از سه سال ظرفیت گاز کشور را افزایش دهند، پیش‌بینی می‌شود هیچ کدام از این طرح‌ها امسال و سال آینده به تولید نرسند. برخی دیگر از طرح‌ها نیز که از پیشرفت حدود ۹۰ درصدی و حتی بیشتر برخوردارند در خوش‌بینانه‌ترین تخمین‌ها، تا پایان سال به صورت ناقص به تولید خواهند رسید، آن هم در شرایطی که بعید نیست افتتاح این پروژه‌ها مثل فازهای ۹ و ۱۰، همراه با مشکلاتی باشد که تا سال‌ها بهره‌برداری از کل چاه‌های یک فاز را به تاخیر می‌اندازند. در این سال‌های تاخیر، برداشت کشور قطر از میدان مشترک نیز بر وضعیت تولید از چاه‌های گازی پارس جنوبی موثر بوده است. همان‌طور که مهدی کرباسیان، مدیرعامل اسبق منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس می‌گوید، برداشت از پارس جنوبی مثل نوشیدن دو نفر از کاسه‌‌ای مشترک است: هر کس سریع‌تر و بیشتر استفاده کند، در نهایت سهم بیشتری خواهد برد.

منتشرشده در شماره ۴۶ تجارت فردا

برچسب‌ها: , , , , , ,

بدون دیدگاه » تیر ۸ام, ۱۳۹۲


فید مطالب

http://raminf.com/?feed=rss2

تقویم نوشته‌ها

فروردین ۱۳۹۷
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
 123
۴۵۶۷۸۹۱۰
۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷
۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴
۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱

موضوعات

بایگانی شمسی

برچسب‌ها

گزیده نوشته‌ها

گفت‌وگوها