نوشته‌ها

زخم‌های اقتصاد

اگر پنج سال قبل این پرسش مطرح می‌شد که اصلی‌ترین چالش‌های اقتصاد ایران در دهه جاری چیست، تورم و افزایش رشد اقتصادی در رده نخست قرار داشتند. در دوران وفور درآمدهای نفتی و روزگاری که هنوز تحریم‌ها به صورت جدی بر اقتصاد کشور تاثیر نگذاشته بودند، این اولویت‌بندی دور از انتظار نبود. اکنون اما وضعیت به کلی تغییر کرده است و به استثنای تورم که در وضعیت نزولی قرار دارد، اولویت‌بندی چالش‌ها دچار تغییر اساسی شده است. کاهش صادرات و قیمت نفت، درآمدها را کاهش داده، اقتصاد پس از دو سال پیاپی رکود، رشدی بسیار شکننده را تجربه کرده و معضل بیکاری بیش از هر زمانی خودنمایی می‌کند. در این میان برخی چالش‌ها همچون اشتغال، پیوندی بسیار عمیق با اجتماع و سیاست دارند. مساله محیط‌زیست و به طور خاص کم‌آبی و بیابان‌زایی، به صورت جدی حیات اقتصادی را در روستاها و شهرها تهدید می‌کند و البته ابعاد اجتماعی آن نیز روزبه‌روز پررنگ‌تر و نمایان‌تر می‌شود. در کنار چهار چالش نام‌آشنای مذکور، چالش پنجمی نیز هست که اگرچه کمتر به آن پرداخته‌ شده، با توجه به روندهای جمعیتی فعلی دیری نخواهد پایید که بخش بیشتری از مشغولیت ذهنی سیاستگذاران و مردم را به خود اختصاص دهد: صندوق‌های بازنشستگی. تغییر وضعیت شاخص‌های بازار کار و شاخص‌های جمعیتی همچون امید به زندگی باعث شده است که اکنون بسیاری از صندوق‌ها با مشکل تامین منابع جهت پرداخت مواجه شوند و برخی دیگر در مرز بحران به سر برند. این تنوع از چالش‌های جدی به ویژه در شرایط تنگنای مالی و اعتباری کشور، نسبتاً کم‌سابقه به نظر می‌رسد و پرداختن به آن را ضروری می‌سازد. «تجارت فردا» در پرونده پیش‌رو از نگاه اقتصاددان‌ها و کارشناسان، ابعاد مختلف این چالش‌ها را بررسی و بعضاً به راه‌حل‌هایی نیز اشاره کرده است.

منتشرشده در شماره ۱۷۱ تجارت فردا

سدِ توسعه

سدسازی، کشاورزی و کم‌آبی چگونه می‌تواند مانع توسعه شود؟

سدسازی، کشاورزی و کم‌آبی چگونه می‌تواند مانع توسعه شود؟ طرح : آزاده پاک‌نژاد

سخن گفتن از معضلی که کشاورزان، روزنامه‌نگاران، اقتصاددانان، عموم مردم، سیاستگذاران و بالاترین مقام‌های دولتی درباره‌اش صحبت می‌کنند، آن‌گونه که بزرگان درباره نثر سعدی می‌گویند: «سهل و ممتنع». آسان است چون کشاورزان با آن درگیرند، روزنامه‌نگاران به کرات درباره‌اش نوشتند، اقتصاددانان بیش از گذشته آن را مهم می‌انگارند، عموم مردم با مصائبش آشنایند و سیاستگذاران به تجربه دشواری و گرانی مواجهه با آن را دریافته‌اند؛ و ممتنع می‌نماید چون سخن تکرار صحبت‌ها درباره سهم بیش از ۹۰ درصدی کشاورزی از مصرف منابع آب کشور، واقع ‌شدن ایران در کمربند خشک و کم‌بارش کره زمین، ارزانی و حتی رایگانی آب جایی برای سخن نو باقی نمی‌گذارد. و البته سوال این است که در شرایطی که حتی همان راه‌حل‌های تکراری مثل افزایش قیمت آب، لزوم افزایش راندمان آب کشاورزی، لزوم تغییر الگوی کشت و جانمایی صحیح پروژه‌های سدسازی، کشاورزی و صنعتی نیز در عمل اجرا نمی‌شوند، آیا اصولاً نیازی به سخن نو گفتن وجود دارد یا نه؟
اما آنچه سخن گفتن از داستانی «سهل و ممتنع» را ضروری می‌کند، همان است که آب را از متون دانشگاهی و نشریات تخصصی به صفحه اول روزنامه‌ها، بیلبوردها و گفت‌وگوی روزمره مردمان آورده. آب دیگر مساله‌ای محدود به کشاورزی یا اقتصاد نیست و مشکلات آن به تهدیدی برای «توسعه» ایران تبدیل شده است. اگرچه به گفته کارشناسان، وضعیت ایران سال‌ها با تصویر کشورهای قطحی‌زده و خشک فاصله دارد، اما روند خشکسالی، نشست زمین، فرسایش خاک، توفان‌های همیشگی، کاهش تولیدات کشاورزی، خالی شدن روستاها، تشدید مهاجرت به شهر و افزایش فقر در مناطق متکی بر کشاورزی، چندان از ایران امروز دور نیست و در بخش‌هایی از کشور آغاز شده است.
نگریستن به مساله آب از دیدگاه توسعه، از تقلیل آن به مساله‌ای مهندسی و فنی می‌کاهد و ابعادی جدید را مطرح می‌کند که بحث درباره بخشی از ابعاد آن را می‌توان در صفحات پیش‌رو دریافت. به عنوان مثال، با توجه به اتکای بسیاری از روستاییان و دهک‌های درآمدی پایین، چطور می‌توان نسخه افزایش قیمت آب یا تعطیلی بخشی از کشاورزی را توصیه کرد؟ به جز کشاورزان و مهندسان کشاورزی، عزم جدی نهادهای سیاستگذار و حضور واقعی تشکل‌های مردم‌نهاد چقدر در حل بحران آن ضروری است؟ اصلاً، آب چه پیوندی با اقتصاد سیاسی، ژئوپولتیک منطقه‌ای، توسعه و حکمرانی خوب دارد؟ نه پاسخ دادن، که حتی اندیشیدن به این سوالات هم می‌تواند راهگشایی برای حل معضل آب در ایران باشد.

منتشرشده در شماره ۱۴۱ تجارت فردا

الماس آبی

ایرانیان بیش از ۱/۵ برابر متوسط جهان آب شرب مصرف می‌کنند

حجم کل سدهای تهران

به گفته ستار محمودی، قائم‌مقام وزیر نیرو، مصرف آب در بخش کشاورزی، صنعت و شرب به ترتیب ۹۲ درصد، دو درصد و شش درصد است. هرچند در نگاه نخست ممکن است به نظر رسد با توجه به سهم اندک مصرف آب شرب از کل تقاضای آب، مصرف غیربهینه آن اهمیت چندانی ندارد، اما مطرح شدن احتمال جیره‌بندی نشان می‌دهد این تمام واقعیت نیست. آب شرب مصرفی، استانداردهای کیفی بسیار بالاتری نسبت به آب کشاورزی و صنعتی دارد و به همین دلیل تامین آن جز با دشواری و تحمیل هزینه بالا ممکن نیست. به گفته محمودی، هزینه تولید هر مترمکعب آب شرب حدود هزار تومان است و مردم تنها ۳۰۰ تومان آن را می‌پردازند. بد نیست بدانیم دسترسی به آب شربی که مصرف آن در ایران به صورت غیربهینه صورت می‌گیرد، برای حدود ۱/۰ مردم جهان به آرزو شبیه است.

ادامه مطلب …

اقتصاد سیاسی کم‌آبی

کم‌بارش و کم‌آب بودن ایران، نه‌تنها بر وضعیت رفاه مردم تاثیرگذار بوده است، بلکه برخی معتقدند ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشور نیز از این مساله تاثیر پذیرفته است. «نظریه کم‌آبی» به این مساله می‌پردازد و برای تبیین وضعیت نظام‌های حاکم بر ایران نیز به کار گرفته شده است. به طور خاص، محمدعلی همایون کاتوزیان در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران» به این مساله اشاره کرده است: «ایران سرزمین پهناوری است که جز در یکی دو گوشه آن، دچار کم‌آبی است، یعنی در واقع عامل کمیاب تولید، آب است نه زمین. در نتیجه، آبادی‌های آن (که نام‌شان نیز از واژه «آب» گرفته شده). اولاً مازاد تولید زیادی نداشتند. و ثانیاً از یکدیگر دور افتاده بودند. به این ترتیب جامعه، جامعه‌ای خشک و پراکنده بود، و امکان نداشت که براساس مالکیت یک یا چند آبادی قدرت‌های فئودالی مستقلی پدید آیند. از سوی دیگر، یک نیروی نظامی متحرک می‌توانست مازاد تولید بخش بزرگی از سرزمین را جمع کند و – بر اثر حجم بزرگ مازاد این مجموعه- به دولت تبدیل شود.» مساله نقش آب در جوامع شرقی و تاثیر آن بر ساختار سیاسی، به صورت گسترده توسط کارل آوگوست ویتفوگل در کتاب «استبداد شرقی» مورد بررسی قرار گرفته است. او ضمن به کارگیری عبارت «جامعه آب‌سالار» برای جوامع شرقی، می‌گوید: «از آنجا که میان اقتصاد کشاورزی که مستلزم آبیاری تنگ‌دامنه (کشت آبی) است و اقتصادی که به فعالیت‌های آبیاری پهن‌‌دامنه و مهار سیلاب از طریق مدیریت دولتی نیاز دارد (کشاورزی آب‌سالارانه) تمایز قائل بودم، به این باور رسیدم که اصطلاح‌های «جامعه آب‌سالار» و «تمدن آب‌سالار» بهتر از اصطلاح‌های مرسوم، ویژگی‌های سامان تحت بررسی را بیان می‌کند. به گفته ویتفوگل، این اصطلاح «بر نقش برجسته حکومت تاکید دارد و توجه ما را به خصلت مدیریت کشاورزی و دیوان‌سالاری کشاورزی این تمدن‌ها جلب می‌کند.» ویتفوگل در بخشی دیگر از کتاب، دربار دولت آب‌سالار می‌نویسد: «دولت آب‌سالار در اصل یک دولت مدیریت‌کننده است. این واقعیت دلالت‌های اجتماعی پهن‌دامنه‌ای دارد. دولت آب‌سالار به عنوان مدیر ساخت و سازهای آب‌سالارانه و ساخت و سازهای عظیم دیگر، اجازه نمی‌دهد نیروهای غیردولتی جامعه به گروه‌های مستقل تبدیل شوند و آن اندازه نیرومند شوند که بتوانند به عنوان سنگ تعادل و نظارت بر دستگاه دولت عمل کنند.»

منتشرشده در شماره ۵۱ تجارت فردا

الماس آبی

آب، الماس هزاره سوم؟

«پارادوکس آب و الماس» یک مساله چندصدساله در اقتصاد به شمار می‌رود: چرا با وجود آنکه آب حیاتی‌تر از الماس و مایه حیات است، بهایش در مقابل الماس ناچیز به شمار می‌رود؟ هرچند قدمت این سوال، به زمان آدام اسمیت برمی‌گردد، آشنایی با مفهوم «مطلوبیت» پاسخ دادن به آن را برای ما بسیار آسان‌تر از گذشته ساخته است. امروزه اما، با مطرح شدن «مساله آب» به عنوان یک معضل جهانی (که دیر یا زود گریبانگیر ایران نیز خواهد شد) می‌توان یک سوال دیگر هم تحت عنوان پارادوکس جدید آب و الماس مطرح کرد: آیا روزی می‌رسد که آب، گرانبهاتر از الماس باشد؟ شاید یک باور عمومی در پاسخ به سوال این باشد: هم‌اکنون نیز ارزش آب بیشتر از الماس است، هرچند بهای آن در بازار ناچیز باشد. با این وجود به نظر می‌رسد «مساله آب» پاسخی فراتر را طلب می‌کند. شاید بتوان گفت برای بسیاری از مردمی که در نقاط خشک جهان زندگی می‌کنند، و چند هزار نفری که هر روز عدم دسترسی به آب بهداشتی به بهای جان‌شان تمام می‌شود، عملاً آب بهایی بیشتر از الماس دارد. اما آیا این سرنوشت، در انتظار بقیه مردم جهان و از جمله مناطق کم‌بارشی همچون ایران نیز خواهد بود و مطابق باور عمومی، جنگ جهانی سومی بر سر «مساله آب» روی خواهد داد؟

ادامه مطلب …