شرکتهای آمریکایی و اروپایی در پی توسعه ذخایر گاز شیل به اوکراین سرازیر شدهاند
از راست: هانتر بایدن، جو بایدن و باراک اوباما
پسر جو بایدن، معاون اول رئیسجمهور، و یکی از دوستان نزدیک جان کری، وزیر امور خارجه، به هیات مدیره یک شرکت گاز اوکراینی پیوستند؛ شرکتی که توسط یک مقام ارشد سابق امنیت و انرژی رئیسجمهور برکنارشده اوکراین، ویکتور یانوکوویچ، کنترل میشود. این حرکت توجه را به سمت نقش عمومی جو بایدن و جان کری در دیپلماسی در قبال اوکراین جلب کرده است. چرا که آمریکا، حامی معترضانی است که دولت متمایل به مسکو یانوکوویچ را در فوریه سرنگون کردند. هانتر بایدن، حقوقدان و پسر کوچکتر جو بایدن، در ماه جاری به هیات مدیره هلدینگ بوریسما با مسوولیت محدود پیوسته است که یک بنگاه گازی در اوکراین محسوب میشود. او مسوولیت واحد حقوقی شرکت را بر عهده گرفته است.
بعد از قطعی گاز سالهای 2006 و 2009، بازی بهکلی عوض شده و روسیه فاقد قدرت سابق است
سال گذشته، ویکتور یانوکوویچ، رئیسجمهور طرفدار روسیه، قراردادی تجاری با اتحادیه اروپا را لغو کرد؛ تنها با این هدف که روابط خود را با روسیه مستحکمتر کند. یکی از شیرینترین مشوقهای بسته حمایتی 20 میلیارددلاری که یانوکوویچ را اغوا کرد، تخفیفی حدود 30درصدی در بهای گاز وارداتی از سوی گازپروم بود. این روزها که روابط بین دو کشور به پایینترین سطوح خود تنزل پیدا کرده است، مسکو هشدار میدهد قرارداد مذکور احتمالاً دیگر پابرجا نخواهد بود. گازپروم، که کنترل حدود یکپنجم ذخایر گاز جهان را در دست دارد و بیش از نصف مصرف سالانه گاز اوکراین را تامین میکند، مصر است که تهدید افزایش قیمت گاز، صرفاً منعکسکننده ناتوانی اوکراین در پذیرفتن تعهدات قراردادی است. این نخستین باری نیست که روسیه از اهرم گاز برای فشار بر همسایه خود استفاده میکند؛ و البته جنگ گازی در این منطقه، فراتر از مرزهای دو کشور نیز ادامه دارد: چرا که به هر حال، روسیه حدود 30 درصد گاز اروپا را تامین میکند.
عبارت اوکراینی «ورود ممنوع، خطر مرگ» روی خطلوله صادرات گاز روسیه به اوکراین نوشته شده است. این خطلوله با نام سیبری غربی، یکی از اصلیترین مسیرهای صادرات گاز به اوکراین محسوب میشود.
رولت روسی یک شرطبندی مرگبار است که در آن یک گلوله در خشاب هفتتیری قرار داده میشود و طرفین شرطبندی، به نوبت خشاب را میچرخانند و ماشه را میچکانند. باختن در این بازی، مساوی است با شلیک گلوله و مرگ. وقتی صحبت از بحران کریمه میشود، اغلب نگاه به سوی دوگانه قدیمی بلوک شرق و غرب در این منطقه میچرخد؛ و در این میان آنچه معمولاً کمتر از آن یاد میشود، جنبههای «گازی» ماجراست. جنبههایی که برای اروپاییهایی که بحران قطعی گاز سال 2009 را از یاد نبردهاند، حکم مرگ و زندگی را دارد و البته برای روسها کماهمیتتر از آن نیست. این میان، اوکراین که بعد از سالها تنش گازی، این بار جدایی کریمه را هم در لیست انبوه متغیرهای مساله گاز میبیند، طرف سوم ماجراست. ناگفته پیداست ورود یک طرف سوم به رولت روسی، به معنای اضافه شدن یک قربانی احتمالی است. همین جنبههای پیچیده بازی گازی است که باعث میشود هانتر بایدن، پسر جو بایدن، معاون اول رئیسجمهور آمریکا، وارد هیات مدیره بزرگترین شرکت خصوصی صنعت گاز اوکراین شود، بیژن زنگنه، وزیر نفت، دوباره از طرح نسبتاً قدیمی صادرات گاز به اروپا سخن به میان آورد و در مقابل او حسین شریعتمداری، چهره سیاسی مطبوعاتی، درباره بحران سوخت این قاره متعاقب بحران اوکراین، پرسشی از نوع استفهام انکاری مطرح کند: «آیا از اینکه دشمنان وحشی و تابلودار مردم مظلوم و شریف ایران بعد از تحریمهای ضدبشری علیه ایران اسلامی، خود در باتلاق تحریم گرفتار شدهاند، احساس رضایت نمیکنید و در این ماجرا، دست انتقام الهی را -هرچند که از آستین روسیه بیرون آمده باشد- نمیبینید؟» واقعاً چه چیز در ژئوپولتیک انرژی منطقه اوکراین اینقدر مهم و مورد توجه است؟